● نقش رسانهها در سمتدهی افکار عامه:
مهمترین نکته در بحث رسانهشناسی، القای پیام یا دادههای اطلاعاتی به صورت اثرگذار برای مردم است. اثرگذاری پیام در هر بخشی از اطلاعرسانی، اصل مهم برای سمتدهی افکار عامه است؛ اما فراموش نکنیم که این اثرگذاری و ایجاد تغییر و تأثیر همه جانبه بر ذهنیت افکار عمومی زمانی میتواند کارا باشد که ما درک درست از شیوههای پیام رسانی مؤثر داشته باشیم. این شیوههای پیامرسانی مؤثر وابسته به نحوهی سیاستگذاری هدفمند در رسانه است.
سیاستگذاری چیست: روش دادن پیام و اطلاعات مؤثر برای آوردن تغییر و سمتدهی افکار مخاطبان به سوی یک مسأله است.
سیاستگذاری دو گونه است:
ـ سیاستگذاری مستقیم
ـ سیاستگذاری غیرمستقیم
۱) سیاستگذاری مستقیم: ارائه پیام و اطلاعات یک جانبه، نامتوازن و یکبعدی و عاری از ظرافتهای رسانهای است که بیشتر در رسانههای دولتی و حزبی کاربرد دارد.
۲) سیاستگذاری غیرمستقیم: ارائه پیام و اطلاعات به گونهی همه جانبه، متوازن، بیطرفانه و دارای ظرافتهای رسانهای برای مردم بوده و به همین سان تأثیر آن در سمتدهی افکار عامه اثرگذارتر است. این شیوهی سیاستگذاری، بیشتر در رسانههای غیروابسته و غیردولتی و حزبی کاربرد دارد.
● رسانهها و انتخابات:
رسانههای افغانستان برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در این کشور، تأثیر بارزی دارند. این فرایند، از آگاهیدهی عامه به خاطر اشتراک در انتخابات آغاز و تا پوشش شفاف و بیطرفانهی این روند ادامه مییابد.
روشهای مهمی که در هنگام اطلاعرسانی برای سمتدهی افکار عامه به سوی انتخابات باید مد نظر گرفته شود، به گونهی زیر است:
۱) رعایت اصل توازن و بیطرفی
۲) دقت و نظارت
۳) فضاسازی هدفمند و مثبت (به نفع مردم)
۴) پوشش گسترده
● یک نکتهی دیگر:
افزون بر این موارد چهارگانه به خاطر سمتدهی افکار عامه به سوی پذیرش فرهنگ انتخابات، استفاده از روش سهگانهی زیر میتواند اثرگذار باشد:
کاربرد واقعیت عینی + واقعیت رسانهای = واقعیت ذهنی
هر رویدادی یک واقعیت عینی است که اتفاق میافتد؛ اما بر بنیاد مشی رسانهای به یک واقعیت رسانهای بدل میشود و پس از این مرحله، مبتنی بر شیوهی سیاستگذاری رسانه، به واقعیت ذهنی مخاطبان بدل میشود؛ اما باید یادمان باشد که هیچ رویداد یا واقعیت عینی در مراحل واقعیت رسانهای تحریف نمیشود، بل با استفاده از شیوههای سیاستگذاری مؤثر و مبتنی بر مشی رسانهای، واقعیت عینی به واقعیت رسانهای و سپس به واقعیت ذهنی بدل میشود. واقعیت ذهنی مرحلهی جذب و سمتدهی افکار عامه به سوی رویداد است و به نحوی فضاسازی برای سمتدهی افکار عمومی به خاطر رد یا پذیرش آن است.
مهمترین نکته در بحث رسانهشناسی، القای پیام یا دادههای اطلاعاتی به صورت اثرگذار برای مردم است. اثرگذاری پیام در هر بخشی از اطلاعرسانی، اصل مهم برای سمتدهی افکار عامه است؛ اما فراموش نکنیم که این اثرگذاری و ایجاد تغییر و تأثیر همه جانبه بر ذهنیت افکار عمومی زمانی میتواند کارا باشد که ما درک درست از شیوههای پیام رسانی مؤثر داشته باشیم. این شیوههای پیامرسانی مؤثر وابسته به نحوهی سیاستگذاری هدفمند در رسانه است.
سیاستگذاری چیست: روش دادن پیام و اطلاعات مؤثر برای آوردن تغییر و سمتدهی افکار مخاطبان به سوی یک مسأله است.
سیاستگذاری دو گونه است:
ـ سیاستگذاری مستقیم
ـ سیاستگذاری غیرمستقیم
۱) سیاستگذاری مستقیم: ارائه پیام و اطلاعات یک جانبه، نامتوازن و یکبعدی و عاری از ظرافتهای رسانهای است که بیشتر در رسانههای دولتی و حزبی کاربرد دارد.
۲) سیاستگذاری غیرمستقیم: ارائه پیام و اطلاعات به گونهی همه جانبه، متوازن، بیطرفانه و دارای ظرافتهای رسانهای برای مردم بوده و به همین سان تأثیر آن در سمتدهی افکار عامه اثرگذارتر است. این شیوهی سیاستگذاری، بیشتر در رسانههای غیروابسته و غیردولتی و حزبی کاربرد دارد.
● رسانهها و انتخابات:
رسانههای افغانستان برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در این کشور، تأثیر بارزی دارند. این فرایند، از آگاهیدهی عامه به خاطر اشتراک در انتخابات آغاز و تا پوشش شفاف و بیطرفانهی این روند ادامه مییابد.
روشهای مهمی که در هنگام اطلاعرسانی برای سمتدهی افکار عامه به سوی انتخابات باید مد نظر گرفته شود، به گونهی زیر است:
۱) رعایت اصل توازن و بیطرفی
۲) دقت و نظارت
۳) فضاسازی هدفمند و مثبت (به نفع مردم)
۴) پوشش گسترده
● یک نکتهی دیگر:
افزون بر این موارد چهارگانه به خاطر سمتدهی افکار عامه به سوی پذیرش فرهنگ انتخابات، استفاده از روش سهگانهی زیر میتواند اثرگذار باشد:
کاربرد واقعیت عینی + واقعیت رسانهای = واقعیت ذهنی
هر رویدادی یک واقعیت عینی است که اتفاق میافتد؛ اما بر بنیاد مشی رسانهای به یک واقعیت رسانهای بدل میشود و پس از این مرحله، مبتنی بر شیوهی سیاستگذاری رسانه، به واقعیت ذهنی مخاطبان بدل میشود؛ اما باید یادمان باشد که هیچ رویداد یا واقعیت عینی در مراحل واقعیت رسانهای تحریف نمیشود، بل با استفاده از شیوههای سیاستگذاری مؤثر و مبتنی بر مشی رسانهای، واقعیت عینی به واقعیت رسانهای و سپس به واقعیت ذهنی بدل میشود. واقعیت ذهنی مرحلهی جذب و سمتدهی افکار عامه به سوی رویداد است و به نحوی فضاسازی برای سمتدهی افکار عمومی به خاطر رد یا پذیرش آن است.
+ نوشته شده توسط نازنين در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت
2:2 قبل از ظهر |

