ناگفته پيداست زنان پس از ازدواج از حقوقي به مراتب کمتر از شوهران خود برخوردارند. در حالي که طلاق، حضانت فرزندان و... حق مرد است، زن بايد براي سفر به خارج از کشور، ادامه تحصيل و کار، رضايت شوهرش را کسب کند. اخيرا بسياري از دختران جوان، به همراه شوهران آينده خود ضمن آن که اعتقاد دارند اين قوانين ظالمانه است و بايد تغيير کند، با نگرفتن مهريه، خواستار افزايش شروطي مثل حق طلاق، نصف شدن دارايي مشترک، حضانت، سفر، کار و... براي زن شده اند اما از آنجايي که جامعه و بسياري از خانواده ها آمادگي روبه رو شدن با اين تصميم را ندارند، عملا به مشکلاتي برخورده اند. اطلاعاتي که در زير آمده به همه کساني که تصميم گرفته اند مثل دو انسان برابر زندگي خود را شروع کنند کمک مي کند مشکلات و مسائل احتمالي بعدي را حل کنند.
پس از اينکه دو طرف، دختر و پس در هنگام خوانده شدن خطبه و پس از آن اعلام مي کنند که مي خواهند شرايطي را به عقدنامه هاي خود بيفزايند، بسياري از دفترخانه هاي ازدواج خود با عباراتي حقوقي، شروط را به نکاحنامه اضافه مي کنند. اما گاهي يک بي دقتي يا نارسايي جمله در عقدنامه باعث مي شود شرط کاملا از اثر بيفتد و دادگاهها آن را باطل يا بدون اثر بدانند. بنابراين لازم است براي اضافه کردن هر شرطي به عقدنامه، به دقت آنچه مي خواهيد را براي سردفتر تشريح کنيد.
ممکن است سردفتري که به او مراجعه کنيد اشکالاتي براي اضافه کردن شروط بتراشد يا شما را به دفتر اسناد رسمي حواله کند. به او ياد آوري کنيد که کارش غيرقانوني است و شما مي توانيد از او به خاطر تخلفش شکايت کنيد. همچنين بگوييد اگر جاي اين شرطها در عقدنامه نيست پس چرا آن 13 شرط در عقدنامه چاپ شده اند. و البته براي پرهيز از اينگونه مجادلات، آن هم در زماني که پدر و مادر و بستگان در محضر حضور دارند و مي خواهند کار هر چه زودتر تمام شود، چند روز پيش از زمان تعيين شده براي عقد به دفترخانه مراجعه کنيد و شرايطتتان را به سردفتر اعلام کنيد و مطمئن شويد او در کار شما مشکل تراشي نخواهد کرد. اگر با او به جايي نرسيديد به يک دفترخانه ديگر مراجعه کنيد. در زير، جملات استاندارد براي دو شرط مهم يعني داشتن حق طلاق ،حق حضانت فرزندان و تعيين تکليف دارايي مشترک آمده است. همچنين براي حق سفر، ادامه تحصيل و کار، کافي است از سردفتر بخواهيد اين حقوق را به شرايط ضمن عقد شما بيفزايد:
-زوج به زوجه وکالت با حق توکيل غير مي دهد که خود را مطلقه سازد؛ با حق تعيين داور، تعيين تکليف مهريه و ساير امور با مراجعه به مراجع صالحه دقت کنيد اگر در عقدنامه فقط آمده باشد که زوجه حق طلاق دارد (يا جملاتي شبيه به اين)، اين شرط هيچ قابليت اجرايي نخواهد داشت چون طلاق از نظر حقوقي يک حق نيست که دادني يا گرفتني باشد بلکه يک "ايقاع" مختص به شوهر است. يعني حق يکطرفه مرد براي اينکه طلاق بدهد و اوست که فقط مي تواند به کس ديگر مثلا همسر خود وکالت بدهد که از طرف او اين ايقاع را انجام دهد.
-در صورت طلاق، اولويت در حضانت فرزندان با مادر خواهد بود.
-دارايي به دست آمده توسط هر يک از زوجين پس از ازدواج به منزله دارايي مشترک محسوب و در هنگام طلاق، نصف خواهد شد.
اگر بدون افزدودن شرطي به عقدنامه ازدواج کرده ايد و حالا مي خواهيد شرط يا شروطي را اضافه کنيد، بايد به همراه همسرتان و با در دست داشتن شناسنامه ها و عقدنامه به يک دفتر اسناد رسمي (و نه دفتر ازدواج) مراجعه کنيد.در آنجا سندي جداگانه براي شروط شما تنظيم خواهد شد که معمولا سند وکالت است که به موجب آن شوهر شما به شما براي طلاق يا ساير امور وکالت مي دهد.

