تبليغاتX
روابط عمومي- وسائل ارتباط جمعي

"نظریه وضعیتی روابط عمومی" ، یك نظریه كاربردی در مورد افكارعمومی است. البته واژه " عقیده روابط‌عمومی" را بیشتر می پسندم . شاید به این خاطر كه سطحی بودن و ناشناخته بودن گویا همزاد این واژه شده و غیر قابل دسترس بودن و برخورد منفعلانه با آن حتی از سوی مدیران روابط عمومی هم تبلیغ می شود و توجیهی برای رییس سازمان و در مسند ماندن مدیران غیر حرفه ای در روابط عمومی شده است . ما بیشتر از هر چیز به نظریه های كاربردی برای تجزیه و تحلیل افكار عمومی نیاز داریم و نظریه وضعیتی روابط‌عمومی گرونیك و هانت یك نظریه كامل در این زمینه است .
تنها  چهارصفحه از كتاب كاربرد نظریه های ارتباطات (سون ویندال و دیگران ، كاربرد نظریه های ارتباطات ، انتشارات مركز مطالعات و رسانه ها ، 1376 مترجم :‌دكتر دهقان ، ص 300-304) و كتابی كوچك ترجمه شده در موسسه تحقیقات روابط عمومی منبع فارسی موجود است. گرچه  كتاب دوم بیشتر از اینكه شرح نظریه باشد ، سابقه ، تحقیقات و پاسخ به چالش های این نظریه است كه توسط گرونیك نوشته شده و از این نظر  برای خواننده ایرانی كه هنوز اطلاعات دقیقی از این نظریه ندارد ، بیشتر گیج كننده است .

مروری بر نظریه :
گرونیك معتقد است رفتار گروههای اجتماعی  با تحلیل ادراكات آنها از وضعیتی معین  قابل پیش بینی و فهمیدن است و  رفتار این گروهها بر اساس ادراكات آنها از وضعیتی كه در آن قرار دارند شكل می گیرد .
این نظریه گام به گام نحوه رفتار ارتباطی فعال را از سوی گروههای اجتماعی مشخص می كند ، كه البته ممكن است برای بروز رفتار مشاركتی و یا غیر فعال كردن آن استفاده شود.
شناخت مشكل ، شناخت محدودیت و سطح درگیری سه شناختی است كه باید برای گروههای اجتماعی ایجاد شود  و روابط‌عمومی در اولین گام باید اطلاعات مورد نیاز افراد را در مورد مساله ای كه باید در مورد آن  بیاندیشند تهیه كند چرا كه مردم باید  بدانند مشكل و باور كنند این مشكل واقعیت دارد .
سپس اگر می خواهیم به رفتار مشاركتی دست پیدا كنیم باید افراد محدودیت ها و موانع پیش رو برای تاثیرگذاری در حل مشكل بدانند. هر ذهنیت ایجاد شده محدودیت كمتری را تشخیص دهد مشاركت فعالانه تری خواهد داشت.
در مرحله دیگر باید شناخت مردم از میزان ارتباط مشكل با آنها تكمیل شود. آنها باید بدانند مشكل چه ارتباطی با منافع آنها دارد و میزان ارتباط آنها با وضعیت و مشكل موجود مشخص شود.
دو متغیر دیگر در این نظریه درباره چگونگی شكل گیری عقیده عمومی و رفتار فعال گروههای اجتماعی برای حل یك مشكل  "‌جستجوی اطلاعات" و " پردازش اطلاعات "است .
وقتی روابط عمومی توانست باور یك وضعیت مشكل زا را برای گروههای اجتماعی تبیین و  میزان تاثیر گذاری آنان را با محدودیت كمتری ایجاد كند ، افراد با درك این مساله كه وضعیت موجود مشكل آنان نیز هست اقدام به جستجوی اطلاعات در خصوص وضعیت می كند تا مشكلی كه درگیر آن است ، حل شود. این یك رفتار ارتباطی فعال است .
ممكن است افراد صرفا به پردازش اطلاعات بپردازند و یك رفتار ارتباطی غیر فعال داشته باشند.
ممكن است برنامه ریز روابط عمومی از این نظریه برای غیر فعال كردن مخاطبان در خصوص وضعیت خاصی استفاده كند .

هماهنگونه كه در ابتدا گفته شد  در كشور ما روش علمی در حوزه روابط عمومی برای تاثیرگذاری بر افكار عمومی به ندرت استفاده می شود و بیشتر روش های پروپاگاندا و تبلیغاتی محض همیشه مد نظر است . مثال های فراوانی  با همین  دانسته های كم از نظریه در ذهن شكل می گیرد از جمله بحث اعتیاد و فعالیت های تبلیغاتی بی ثمری كه به رفتار ارتباطی فعال هرگز تبدیل نشده و یا تبدیل نشدن باور شكل گرفته در مورد اثرات زلزله احتمالی تهران به یك حركت اجتماعی برای پیشگیری از حوادث احتمالی.  در این مورد شناخت مشكل نه بر اساس یك برنامه ارتباطی كه با بروز اتفاق شكل گرفت اما برنامه منسجم ارتباطی برای ایجاد باور نزد افراد وجود نداشت كه آنها چه می توانند برای پیشگیری انجام دهند .

+ نوشته شده توسط نازنين در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 و ساعت 3:2 بعد از ظهر |