تبليغاتX
روابط عمومي- وسائل ارتباط جمعي

كتاب "نگاهي به خبرگزاري ها" توسط انتشارات سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي منتشر شد.
با گسترش روزافزون ارتباطات، خبرگزاري ها به عنوان يكي از اركان اطلاع رساني بسيار مورد توجه قرار گرفته اند. در اين ميان، خبرگزاري هاي دولتي با توجه به اهميت و ساختارشان، چالش بيشتري را مي طلبند زيرا تعامل بيشتري با خبرگزاري هاي ملي دارند و به همين دليل، نقش مهمتري در حفظ منافع عمومي و هويت ملي ايفا مي كنند.
كتاب حاضر، ضمن برشمردن وجوه تمايز خبرگزاري هاي دولتي با خبرگزاري هاي خصوصي و تعاوني، به شرح و توضيح الگوي جديدي كه خبرگزاري رويتر در سال هاي دهه ۶۰ و ۷۰ ارائه داد و موجب تكوين الگوي تجاري نويني شد، پرداخته و با بيان ويژگي ها و خصوصيات اين الگو، دغدغه ها و پيامدهاي آن را نيز مطرح كرده است.
فصل سوم به ميزگرد "تربيت نيروي انساني ماهر براي رسانه ها" اختصاص دارد. اين ميزگرد، در ادامه سلسله نشست هاي دفتر پژوهش و بررسي هاي خبري خبرگزاري ايرنا، در ۲۸ ارديبهشت سال ۱۳۸۳ با حضور سركار خانم دكتر اعظم راودراد و آقاي دكتر سيدوحيد عقيلي، در سالن كنفرانس ايرنا برگزار شده است.
کتاب حاضر در سه فصل تنظیم شده که فهرست مطالب آن به شرح زیر است:
فصل اول: انواع خبرگراري
ـ ضرورت ارزيابي مجدد
ـ شرح تاريخي از اشكال گوناگون مداخله دولت
ـ خبرگزاري هاي تعاوني در مقابل خبرگزاري هاي دولتي
ـ خبرگزاري هاي مدرن دولتي
ـ لزوم فعاليت خبرگزاري هاي دولتي
ـ تعامل خبرگزاري هاي دولتي و خبرگزاري هاي ملي
فصل دوم: الگويي جديد براي خبرگزاري ها
ـ ويژگي هاي الگوي جديد
ـ اشكالات الگوي جديد
فصل سوم: ميزگرد تربيت نيروي انساني ماهر براي رسانه ها

نویسنده: ـ / ناشر: انتشارات سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي / نوبت و سال انتشار: اول ۱۳۸۴ / تعداد صفحات: ۵۵ / قیمت: ۴۵۰۰ ریال

+ نوشته شده توسط نازنين در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 0:49 قبل از ظهر |

در آستانه آغاز ۵۰سالگى دوست بسيار عزيزى هستيم كه ۳۰ سال است مى گويد: «بيست سالمه». دكتر يونس شكرخواه را مى گويم. همه به جايگاه علمى اش وقوف دارند. بر سر آن نيستم از تحصيلاتش، كتاب هايش، مقالاتش، شاگردانش، پيشگامى هايش و آنچه كه ديگران مطلع هستند نكته اى را يادآور شوم. بل مى خواهم به خصلت هاى فردى و معرفتى او بپردازم، با وجود همه تفاوت هايمان. او شرقى است و من غربى (مرادم شرق و غرب كشور است)، او خلوت گزين با مولوى و من حافظ خوان، او ريشو و من بى ريش، او استقلالى و من پرسپوليسى، او آينده شناس و من گذشته پژوه، او را با فانى و باقى كارى نيست و من در پى هر دو... و ده ها تفاوت ديگر كه هيچ يك از اين تفاوت ها پس از سال ها، نه تنها كوچك ترين خدشه اى به دوستى برادر وارمان وارد نياورد بل اسباب مزاح و خنده و كركرى را گرم كرد و به يك روح در دو بدن تعبير شديم. هميشه و همواره گفتار و رفتار يكسان ما حيرت اطرافيان را برانگيخت و نفاق افكنان حرفه اى را مايوس ساخت. دكتر يونس از نوادرى است كه فقط با عمق دوستى درمى يابيم پشت عينك و ريش انبوهش دنيايى از صفا و صميميت و خلوص و انسانيت نهفته است. معناى وارستگى را بايد با او فهميد. در اندوه ديروز و فردا نيست. شهرت و محبوبيت را توامان دارد اما با اين دو دكاندارى نكرده و نمى كند. به تخريب ديگران نمى انديشد، چه رسد عمل كند. كينه و بغض و حسد و ناسازگارى در او راه ندارد. بردبارانه نمى رنجد و نمى رنجاند. زمان غصه خورى و نشاطش را مى دانم. در اين سال ها در عمق چشمانش غمى نهفته است. صداى ساز نوازنده دوره گردى را كه مى شنود اشكش را پنهان مى كند و لطيفه هاى ريزه ميزه شليك خنده او را به آسمان مى رساند. شيرين زبانى است كه تلخ  بيانى ندارد. افزون بر نجابت ذاتى، متانت قلمى هم دارد و همه حرفش را هيچ گاه نمى نويسد. او عدالت گسترى را همراه با دانش گسترى مى خواهد. اهل تفكر است. ايده هايش در قالب هاى تنگ نمى گنجد، براى هر مقوله اى تعريف خاص خود را دارد و شاهراه را از كوره راه به خوبى تشخيص مى دهد. با اين همه جفا مى بيند و وفا مى كند. او به خوبى مى داند اكنون قطار ارتباطات در ايران در كدام ايستگاه، روزگار مى گذراند. به خاطر علم و پيشرفت جامعه دعوت ها را مى پذيرد، رويه هاى تلخ را مى فهمد. اما چون برى از هياهو است، خويشتن دارانه گاه سكوت و گاه دورى گزينى را پيشه مى كند. ده ها پرسش دانشجويان و علاقه مندان را در خيابان و بيابان پاسخگو است و چون حرمت پرسنده را نگاهبان است بر شمار دوستان و دوستدارانش افزوده مى شود. براى يونس مهم نيست كه پرسنده ارزشى نويس است يا ورزشى نويس. او علم را برتر از خط كشى هاى مرسوم زمانه مى داند. در زندگى خصوصى نيز حكايت ها دارد كه مجال طرحش نيست. تصور مى كنم كه نگاه او به دوروزه عمر چنين است: ۱- حباب آسا چنان بر چشمه هستى سبك بنشين/ كه گر چين بر جبين زد از نسيمى خيمه بر چينى ۲- بساط عمر، نيرزد به زحمت چيدن/ چه چيدنى است كه بايد نچيده برچيدن. خلاصه كنم، به واقع نمى توانم از آن همه بسيار كه ديده ام و شنيده ام بنويسم. فقط به شاگردان و دوستدارانش يادآور مى شوم ۲ تير ۱۳۸۵ آغاز ۵۰سالگى او است. (سید فرید قاسمی)

+ نوشته شده توسط نازنين در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 0:33 قبل از ظهر |

شرکت برادران وارنر، اولین استودیوی بزرگی است که به پخش برنامه های تلویزیونی و فیلم های خود روی شبکه اینترنت اقدام می کند. فن آوری پخش این تصاویر توسط شرکت بیت تودنت فراهم شده که قبلا در همین عرصه و برای تهیه نرم افزارهای کپی فیلم شهرت داشت. شروع این فعالیت، از تابستان سال جاری است.

+ نوشته شده توسط نازنين در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 0:5 قبل از ظهر |
" تام پین " می گوید: « کشور من جهان است. هم میهنان من بشریت اند ». 

+ نوشته شده توسط نازنين در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 0:1 قبل از ظهر |

آنتونی گیدنز در کتابهای پیامدهای مدرنیته (۱۹۹۰)، مدرنیته و هویت شخصی (۱۹۹۱) و دگرگونی در روابط نزدیک (۱۹۹۲) به مسئله " هویت " در عصر مدرن می پردازد. به اعتقاد گیدنز در جوامع مدرن، " هویت شخصی " اهمیت فزون تری می یابد.

همه انسان ها در جوامع مدرن باید به سؤالات مهمی درباره هویت خود پاسخ بدهند و ناگزیر در طول زندگی انتخاب های مهمی کنند. از سؤالات روزمره همچون چگونگی لباس پوشیدن، چه چیزی خوردن و تفریحات گرفته تا تصمیمات اساسی درباره روابط، باورها و شغل خود. در جوامع سنتی کم و بیش نقش های ثابتی برای افراد تعریف می شد. در حالیکه در جوامع مدرن، انسان باید خود نقش هایش را بسازد. اهمیت یافتن مسئله هویت، هم یکی از علل تغییرات نهادی است و هم یکی از نتایج آن.

یکی از عواملی که گیدنز در بحث هویت شخصی بر آن تأکید می ورزد رسانه ها هستند. رسانه ها درک فرد از روابطش را تغییر می دهند. اطلاعات و افکاری که رسانه ها در جامعه منتشر می کنند فقط بازتابی از جهان اجتماعی نیست بلکه یکی از عوامل و نیروهای مؤثر در شکل جهان اجتماعی است. این رسانه ها در بازاندیشی مدرن نقشی محوری دارند و گزینه های انتخاب ما را مشخص کرده و سبک های زندگی را به ما معرفی می کنند

+ نوشته شده توسط نازنين در جمعه پنجم خرداد 1385 و ساعت 11:56 بعد از ظهر |

انتخاب پایتخت جهانی کتاب از سوی یونسکو برای یک سال ، از سال ۲۰۰۱ میلادی آغاز شده است و تاکنون شهرهای مادرید اسپانیا ، اسکندریه مصر ، دهلی نو هندوستان ، بندرآندرس بلژیک و سرانجام برای سال ۲۰۰۵ مونترال کانادا به این افتخار نائل آمده اند .

هدف یونسکو از انتخاب شهری به عنوان پایتخت جهانی کتاب ، شناسایی و اشاعه فرهنگ ها و معرفی تالیفات آن کشور در سطح جهانی است .

انتخاب پایتخت جهانی کتاب توسط کمیته داوری بین المللی ( مرکب از نماینده اتحادیه بین المللی ناشران ، نماینده فدراسیون بین المللی کتاب فروشان ، نماینده فدراسیون بین المللی کتابخانه های جهان و نماینده یونسکو ) انجام می شود .

پیش بینی و نیز برایند تجارب چندساله این است که وقتی شهری پایتخت جهانی کتاب می شود ، حوزه فرهنگ مکتوب آن کشور مورد توجه جهانی قرار می گیرد و فرصت مغتنمی فراروی بخش فرهنگی آن کشور گشوده می شود .

+ نوشته شده توسط نازنين در جمعه پنجم خرداد 1385 و ساعت 11:52 بعد از ظهر |

تحليل گفتمان چيست؟

تحليل گفتمان يا Discourse Analysis كه امروزه به گرايشي بين رشته اي interdisciplinary در علوم اجتماعي تبديل شده است ريشه در جنبش انتقادي ادبيات ، زبانشناسي(نشانه شناسي) تاويل گرايي ، هرمنوتيك گادامر و تبار شناسي و ديرينه شناسي ميشل فوكو دارد.
بنيان هاي فكري تحليل گفتمان فراتر از تحليل متن يا نوشتار ( text analysis ) يا تحليل گفتار است. گفتمان مجموعه اي از گزاره هايي است كه يك مفهوم كلي را در بر مي گيرد. همچنين در تحليل گفتمان فراتر از ديدگاه هارولد لاسول درباره تحليل فرستنده ، تحليل پيام ، تحليل وسيله و تحليل گيرنده (به طور مجزا) بحث مي شود.
تحليل گفتمان در هرمنوتيك با ريشه هاي روانشناختي از ديدگاه شلاير ماخر و با ريشه هاي جامعه شناختي از نظريات گادامر بهره مي گيرد. اساس هرمنوتيك گادامر تاكيد دارد كه مهناي متن مي تواند مستقل از آگاهي فردي وجود داشته باشد. او معتقد به نظريه استقلال معناي ذاتي semantic autonomy است.
در نظرات ميشل فوكو ( كه مي توان از او به عنوان بنيانگذار تحليل گفتمان ياد كرد) تاكيد بر اين است كه رابطه اي تعاملي بين text و زمينه context وجود دارد . همچنين رابطه اي تعاملي و ديالكتيكي بين " گفتمان ، قدرت ، معرفت و حقيقت " وجود دارد. مهمتريت دستاورد فوكو را تحليل روابط قدرت و معرفت مي دانند.
در تحليل گفتمان مجموعه شرايط اجتماعي ، زمينه وقوع متن يا نوشتار ، گفتار ، ارتباطات غيركلامي و رابطه ساختار و واژه ها در گزاره اي كلي نگريسته مي شود.
واژه ها هر كدام به تنهايي مفهوم خاص خود را دارا هستند اما در شرايط وقوع و در اذهان گوناگون معاني متفاوتي دارند. انتقال ، دريافت و تاثيرگذاري متفاوت و گوناگوني در پي دارند .بطور مثال رستگاري براي يك انسان ديندار مسيحي معنايي متفاوت از رستگاري براي يك انسان آزاديخواه دارد.
در ارتباطات نظريه هاي تحليل عناصر ارتباطي هارولد لاسول ، نظريه معناي ديديد برلو و نظريه تنوع پيام ( پيامهاي برداشتي ، ارسالي ، دريافتي ، ادراكي و اصلي ) مي تواند ارتباطي نسبي با تحليل گفتمان داشته باشد. اگرچه مي توان گفت : تحليل گفتمان برجسته ترين روش تحليل ارتباطات است .

                                                                                                   (احمد يحيايي ايله اي)
                                                                                                            بهار 1385

+ نوشته شده توسط نازنين در جمعه پنجم خرداد 1385 و ساعت 3:30 بعد از ظهر |

    

 مديران جسور؛ روابط عمومي هاي قوي

 تجربه نشان داده است كه در كشور ما متأسفانه بسياري از مديران ارشد سازمان ها، نهادها، وزارت خانه ها، شركت ها و دستگاه هاي دولتي و خصوصي به دليل پرهيز از پاسخگويي از داشتن روابط عمومي هاي قوي طفره رفته و فضا و ميدان مناسبي در اختيار روابط عمومي ها قرار نمي دهند تا به اين وسيله بتوانند با اعمال نظرهاي حذفي و  غير تخصصي جريان آزاد اطلاعات را دچار خدشه كنند.
     هميشه تصور بر اين است كه اگر مردم كمتر نسبت به مسائل دستگاهمان آگاهي داشته باشند، كمتر در مذان اتهام و يا ابهام قرار مي گيريم؛ حال آنكه سطح آگاهي هاي مردم در عصر دانايي محور و توسعه و گسترش وسايل ارتباط جمعي در دهكده ي جهاني باعث شده است كه مردم با دسترسي به كانال هاي مختلف كسب اخبار، از تمام زواياي يك رويداد به اشكال مختلف آگاه شوند و در چنين شرايطي به جاي اينكه مديران با استفاده از همين ابزار ارتباطي و با كمك روابط عمومي هاي قوي ضمن بيان كاستي هاي خود براي مخاطبين علاوه بر همراهي آنان در برنامه ها، زمينه هاي توليد يا گسترش شايعات را در مورد دستگاه خود مسدود و باعث ارائه ي تصوير روشني از دستگاه در افكار عمومي خواهند شد.
     متأسفانه بسياري از ما چنين مي پنداريم كه فعاليت هاي ما بايد صد در صد خالي از اشكال باشد و به محض وارد نمودن اشكالي به ما؛ بلافاصله جبهه گيري كرده و در صدد تكذيب آن برمي آييم و جسارت پذيرش نقص هاي خود را نداريم.
     در مقابل مديراني كه اين جسارت را دارند و به اطلاع رساني به عنوان ابزاري براي معرفي بهتر فعاليت هاي دستگاه خود مي نگرند هميشه به دنبال روابط عمومي هاي قوي هستند؛ آنها را مشاوراني امين مي دانند و با ميدان دادن به آنان مسير معرفي دستگاه خود را هموار تر مي سازند؛ ضمن آنكه به اين نكته نيز واقف هستند كه ممكن است در اين مسير خطاهايي هم داشته باشند.      (برگرفته از پنجره)

+ نوشته شده توسط نازنين در جمعه پنجم خرداد 1385 و ساعت 3:13 بعد از ظهر |

روابط عمومي در دولت الكترونيك

امروزه با پيشرفت فن آوري اطلاعات و ارتباطات و مسائل جهاني شدن شاهد تاثير گذاري اين فن آوري بر جوانب مختلف زندگي هستيم و با آمدن عصر ديجيتال كه به موج چهارم نيز مشهور است تغيير در زمينه هاي مختلف اجتناب ناپذير شده و در صورت عدم انطباق ، نا كار آمدي سازمانها بيش از اندازه مشهور خواهد شد كه تجارت الكترونيكي و بازاريابي الكترونيكي و جهاني شدن اقتصاد نمونه هائي از اين تاثير گذاري هستند و يكي از آرمانهاي در حال تحقق عصر اطلاعات ، دولت الكترونيكي است .
     دولت الكترونيك استفاده سهل و آسان از فناورى اطلاعات به منظور توزيع خدمات دولتى به صورت مستقيم به مشترى، به صورت ۲۴ ساعته و در هفت روز هفته است. 
     دولت الكترونيكي شيوه اي براي دولتها به منظور استفاده از فن آوري جديد مي باشد كه به افراد، تسهيلات لازم جهت دسترسي مناسب به اطلاعات و خدمات دولتي ،اصلاح كيفيت خدمات و ارائه فرصتهاي كسترده تر براي شركت در فرآيندها و نهادهاي مردم سالار را فراهم مي سازد. (غفوريان،1379: 34)
     دولت الكترونيكي آغاز عصر مجازي يا موج چهارم است.(جلالي،3/10/1381: www.shahkooh.com)
     دولت الكترونيكي عبارت است از استفاده از تكنولوژي (فناوري )مخصوصا كاربردهاي مبتني بر وب سايتهاي اينترنتي براي افزايش دسترسي و ارائه خدمات و اطلاعات به شهروندان شركاي تجاري ، كاركنان و ساير موسسات . (جهانگيري،1381: 24) 

اهداف دولت الكترونيكي

1 - توسعه ساختاري :با دسترسي به فناوريهاي جديد سعي مي شود به سازمانهاي دولتي و مديران آنها كمك شود تا آنها توسعه ساختاري را از طريق مدلهاي ديجيتالي فراهم كنندو با ادغام آن درمديريت دولتي سنتي ،تغييرات اساسي ايجاد شود. (جهانگيري،81: 25)
2 - ارائه ي خدمات باكيفيت بيشتر :همكاري گسترده بين دولت و مشتريان نه تنها يك مسئله مراوده الكترنيكي است بلكه هدف از آن كيفيت بيشتر و قابل اعتماد بودن خدمات است .تمام دولتها در تلاش اند كه خود را براي اقتصاد ديجيتالي و جامعه اطلاعاتي آماده كنند.
(جهانگيري ،81: 25)
3 - ارائه ي خدمات يكپارچه :خدماتي كه دولتهاارائه مي دهند باعث يكپارچه شدن آن خدمات مي شود.
4 - ارائه ي خدمات با ارزش افزوده :دولتها را در ارائه ي خدمات افزوده و منسجم كمك مي كند تا به جاي سرگردان كردن مردم در ادارات يا پايگاه هاي اينترنتي مختلف جهت به دست آوردن  يك تائيديه ي دولتي ، امكاني را فراهم كنند تا مردم امور خود را تنها از يك نقطه به اتمام برساند.
5 - از بين بردن طبقات ديجيتالي :با از بين بردن طبقات ديجيتالي دولتها مي توانند امكان دسترسي به فناوري جديد را براي عموم مردم از طريق دوره هاي مختلف آموزشي فراهم كنند.
6 - ارائه ي خدمات شخصي: دولت الكترونيكي قادر به بازسازي روابط ميان خود و مردم است .در واقع به جاي ارائه ي خدمات يكسان براي همه ،دولتها مي توانند به كمك فناوري جديد با مردم به صورت افرادي مستقل عمل كنند و به آنها خدمات شخصي ارائه دهند.
(فهيمي،82. . WWW.Ayandeh.org )
7=ارائه ي خدمات با سرعت بيشتر :هدف از دولت الكترونيكي روبروشدن شهروندان سيستمي سريع و ساده براي نزديكي و رسيدن به هدف مورد نظرشان است.

پيشنيازهاي دولت الكترونيكي

     براي ايجاد هر نوع حكومت يا دولتي به پيش نيازهائي نياز داريم و براي ايجاد دولت الكترونيكي نيز به عناصر زير نياز داريم:
 
1 - رهبري جامعه از بالاي هرم
2 - ايجاد بينش سازماني
3 - تعهد به تامين منابع
4 - حمايت واقعي از تغيير
5 - اجراي باسرعت
6 - احساس وجود بحران
7 - ايدئولوژي اصلاحي
8 - خواست و قدرت سياسي
9 - داشتن شبكه مورد نظر
10 - رسانه مورد نظر
:رسانه مورد منتخب براي دولت الكترونيك فعلا اينترنت مي باشد.
(مهري،20/3/1382) 
      با توجه به مطالب ارائه شده چنين به نظر مي رسد كه روابط عمومي ديجيتال از ضرورت هاي اجتناب ناپذير دولت الكترونيك است و روابط عمومي است كه مي تواند و بايد زمينه هاي لازم و بستر سازي مناسب را براي تحقق دولت الكترونيك فراهم نمايد چرا كه هر گونه بي‌‏توجهي نسبت به تربيت شهروند الكترونيك ، باعث خواهد شد انرژي و هزينه‌‏هاي مربوط به ايجاد دولت الكترونيك هدر رفته و آن را با شكست مواجه كند.
     با اين همه روشن است كه نياز به توسعه ي آموزش و تربيت شهروند الكترونيكي به اندازه ي ايجاد زيرساخت‌‏هاي ارتباطي براي توسعه IT در كشور از اهميت برخوردار است و اهميت بخشي به روابط عمومي ديجيتال از سوي دولتمردان و سياست گزاران عرصه ي روابط عمومي مي تواند اين شرايط را تسهيل نمايد. 

چرا روابط عمومی الکترونیک...                                                                    (برگرفته از پنجره)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نازنين در جمعه پنجم خرداد 1385 و ساعت 3:6 بعد از ظهر |

رسانه‌هاي‌ جديد و ارتباطات‌ برون‌ سازماني‌

دكتر حسينعلي‌ افخمي

عضو هيأت‌ علمي‌ گروه‌ ارتباطات‌ دانشگاه‌ علامه‌ طباطبايي‌



مقدمه
رسانه‌هاي‌ جديد به‌ آن‌ دسته‌ از وسايل‌ ارتباطي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ داراي‌ سه‌ ويژگي‌ مشترك‌هستند:
تعاملي‌ بودن‌، غير توده‌اي‌ (شخصي‌ بودن‌) و ناهمزماني‌ در انتقال‌ پيام (راجرز – 1986).
اين‌گونه‌ وسايل‌ ارتباطي‌ كه‌ از دهه‌ 1980 با توسعه‌ تكنولوژي‌هاي‌ مخابراتي‌، ماهواره‌اي‌و رايانه‌اي‌ به‌ وجود آمدند، رقيبي‌ جدي‌ براي‌ رسانه‌هاي‌ ارتباط جمعي‌ محسوب‌ مي‌شوند.رسانه‌هاي‌ جديد الگوي‌ كار، زمان‌ تفريح‌، طول‌ دوره‌ آموزش‌، كيفيت‌ بهداشت‌، رابطه‌ بين‌مردم‌ و حكومت‌، مشتريان‌ و بازار را تغيير داده‌ و يا در آستانه‌ تحول‌ قرار داده‌اند. در حوزه‌فن‌ آوري‌ مخابرات‌، الكترونيك‌ و توليد اطلاعات‌ همه‌ چيز رو به‌ توسعه‌ است‌. بنابراين‌،رسانه‌هاي‌ جديد نه‌ فقط شيوه‌هاي‌ ارتباطي‌ را تغيير داده‌اند، بلكه‌ مي‌توان‌ گفت‌ جامعه‌اي‌جديد را خلق‌ كرده‌اند.
هر يك‌ از رسانه‌هاي‌ راديو، تلويزيون‌، تلفن‌ و رايانه‌ مي‌توانند چندين‌ كاركرد ارتباطي‌داشته‌ باشند. براي‌ مثال‌، رسانه‌ تلويزيون‌ علاوه‌ بر نقش‌هاي‌ سنتي‌ شامل‌ اطلاع‌ رساني‌،آموزش‌، سرگرمي‌ و تبليغات‌، مي‌تواند خدماتي‌ از قبيل‌ ويديو، تلكس‌، تله‌ تكست‌، خريد وفروش‌، ارتباط دو طرفه‌ با سازمان‌هاي‌ دولتي‌ و خصوصي‌، سفارش‌ پخش‌ ويديويي‌، پست‌الكتروني‌ و ارتباط تلفني‌ و تله‌ كنفراس‌ را براي‌ مشتري‌ يا مخاطب‌ فراهم‌ كند. در همين‌ زمينه‌مي‌توان‌ به‌ كابرد آن‌ها در صنعت‌ نيز اشاره‌ كرد. به‌ عنوان‌ مثال‌، يك‌ شركت‌ خدمات‌ مسافري‌از ابزار ارتباطي‌ زير براي‌ برقراري‌ ارتباط برون‌ سازماني‌ مي‌تواند بهره‌مند شود: تله‌كنفرانس‌، تلفن‌ تصويري‌، نمابر تصوير ثابت‌،(ويديو استيل‌)، نمودار متحرك‌الكتروني‌، (فلوچارت‌) بانك‌ اطلاعات‌، پست‌ الكتروني‌، صفحات‌ وب‌ و تابلوهاي‌ الكتروني‌،بدون‌ آن‌ كه‌ از رسانه‌هاي‌ ارتباط جمعي‌ بهره‌اي‌ گيرد.
در دنياي‌ جديد رسانه‌اي‌، ديگر جمله‌ «آزادي‌ مطبوعات‌ فقط به‌ كساني‌ كه‌ مالك‌ آن‌هستند، تعلق‌ دارد،» مفهومي‌ ندارد، زيرا مخاطبان‌ تنها مصرف‌ كنندگان‌ اطلاعات‌ نيستند، بلكه‌مي‌توانند به‌ راحتي‌ نظرهاي‌ خود را منتشر كنند. ارتباط از حالت‌ فرد با جمع‌ به‌ صورت‌ جمع‌ باجمع‌ در آمده‌ است‌ و قدرت‌ «برجسته‌ سازي» اخبار كه‌ زماني‌ در اختيار مطبوعات‌ بوده‌، براي‌گروه‌هاي‌ كوچك‌ و افراد هم‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. فرايند ارتباط مخاطب‌ محور شده‌ است‌ وامكان‌ پژوهش‌ روي‌ اخبار و اطلاعات‌ براي‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. تنوع‌ كانال‌هاي‌ ارتباطي‌ وچند رسانه‌اي‌ها قدرت‌ انتخاب‌ را افزايش‌ داده‌ است‌. اما در مقابل‌، بار اضافي‌ اطلاعات‌ وحجم‌ انبوهي‌ آن‌ قدرت‌ تصميم‌گيري‌ را براي‌ فرد دشوار كرده‌ است‌ و گروه‌هاي‌ مرجع‌جديدي‌ در حال‌ شكل‌گيري‌ هستند. از همين‌ روي‌ مي‌توان‌ به‌ فن‌ آوري‌هاي‌ تصميم‌گيري‌اشاره‌ كرد كه‌ در حوزه‌ مديريت‌ سازمان‌ها به‌ صورت‌ نظام‌ اطلاعات‌ مديريت‌، نظام‌ بازيافت‌اطلاعات‌ وارده‌، نظام‌ پشتيباني‌ اطلاعات‌ و نظام‌ تخصصي‌ دانش‌ فني‌ به‌ وجود آمده‌ است‌. به‌اين‌ ترتيب‌، فن‌ آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ عمل‌ ارتباطات‌ در يك‌ سازمان‌ را در دو مرحله‌تصميم‌گيري‌ و انتشار شكل‌ مي‌دهند:

1. ارتباطات‌ و سازمان‌
سازمان‌ به‌ يك‌ مجموعه‌ اجتماعي‌ هدفمند و وظيفه‌ مدار گرفته‌ مي‌شود. مجموعه‌اي‌ كه‌يكايك‌ اعضاي‌ آن‌ داراي‌ هدف‌هاي‌ فردي‌ و مجموعه‌ آن‌ به‌ عنوان‌ يك‌ نظام‌ داراي‌ خط مشي‌و اهداف‌ سازماني‌ است‌. اين‌ مجموعه‌ براي‌ انجام‌ فعاليت‌ هايش‌ به‌ نوعي‌ هماهنگي‌ درچارچوب‌ يك‌ ساختار سازماني‌ نيازمند است‌ كه‌ يكي‌ در رديف‌ وظيفه‌هاي‌ سازمان‌ و ديگري‌به‌ عنوان‌ قوانين‌ اجتماعي‌ حاكم‌ بر فعاليت‌هاي‌ آن‌ قلمداد مي‌شود. هيچ‌ سازماني‌ نمي‌تواند درخلاء به‌ وجود آيد يا در آن‌ زيست‌ كند، بلكه‌ همه‌ سازمان‌ها توسط محيطهاي‌ اجتماعي ‌پيرامون‌ كه‌ هم‌ بر آن‌ها اثر مي‌گذارند و هم‌ متأثر از آنان‌ هستند، احاطه‌ شده‌اند. ارتباط نيزهمچون‌ سازمان‌; ماهيتي‌ انساني‌ و اجتماعي‌ دارد كه‌ به‌ استثناي‌ نوعي‌ درون‌ فردي‌ آن‌ با دو نفريا بيش‌تر شكل‌ مي‌گيرد. اين‌ عمل‌، فرايندي‌ است‌ به‌ صورت‌ تعاملي‌ كه‌ با هدف‌ اثر گذاري‌ و ازطريق‌ انتقال‌ معاني‌ با استفاده‌ از نهادها و علائم‌ انجام‌ مي‌شود. به‌ عبارتي‌، حاصل‌ هر كنش‌ارتباطي‌ انتقال‌ انديشه‌ و پيام‌ است‌. اما از تركيب‌ دو واژه‌ ارتباط و سازمان‌ مي‌توان‌ به‌ مفهوم‌جديدي‌ دست‌ يافت‌ كه‌ ارتباط يا ارتباطات‌ سازماني‌ نام‌ دارد. در ارتباط سازماني‌ كه‌ يكي‌ ازانواع‌ ارتباطات‌ انساني‌ است‌، چهار ويژگي‌ هدفمندي‌، ساختارمندي‌، وظيفه‌ مداري‌ و محاطبودن‌ در محيط در مقايسه‌ با ساير انواع‌ ارتباط ، بيش‌تر محسوس‌ است‌.
در رويكردهاي‌ گوناگون‌ علم‌ مديريت‌ مفهوم‌ ارتباطات‌ سازماني‌ با توجه‌ به‌ تعريف‌ هريك‌ از سازمان‌، تفاوت‌هاي‌ محسوسي‌ ديده‌ مي‌شود. براي‌ مثال‌، در مكتب‌ كلاسيك‌ها كه‌سازمان‌ به‌ عنوان‌ ماشين‌ فرض‌ شده‌ و بركارآيي‌ و منطقي‌ بودن‌ تأكيد مي‌شود، عناصر ارتباطاز جمله‌ مضمون‌ ارتباط، يك‌ وظيفه‌، مسير آن‌ به‌ صورت‌ عمودي‌ و مجراي‌ آن‌ همواره‌ به‌صورت‌ كتبي‌ و سبك‌ ارتباط به‌ شكل‌ رسمي‌ است‌. در دو رويكرد ديگر يعني‌ روابط انساني‌ ومنابع‌ انساني‌ كه‌ به‌ نيازهاي‌ كاركنان‌ و تأثير رضامندي‌ بر ميزان‌ بهره‌وري‌ توجه‌ مي‌شود،مضمون‌ ارتباط علاوه‌ بر وظيفه‌، وضعيتي‌ اجتماعي‌ و ابتكاري‌ پيدا مي‌كند. همچنين‌، مسيرارتباط به‌ صورت‌ عمودي‌، افقي‌ و گروهي‌ تغيير مي‌كند و مجراي‌ ارتباط نيز اغلب‌ حالت‌ رودر رو و بدون‌ محدوديت‌ را دارد و سبك‌ آن‌ شكلي‌ غير رسمي‌ پيدا مي‌كند. در مقابل‌ اين‌ سه‌مكتب‌ مي‌توان‌ به‌ رويكردهاي‌ سيستمي‌، فرهنگي‌ و انتقادي‌ اشاره‌ داشت‌.
براي‌ مثال‌، در رويكرد سيستمي‌، سازمان‌ به‌ عنوان‌ يك‌ موجود زنده‌ ديده‌ مي‌شود كه‌ هم‌ برمحيط اثر مي‌گذارد و هم‌ از آن‌ تأثير مي‌پذيرد و اين‌ ديدگاه‌ كه‌ متأثر از نظريه‌ عمومي‌سيستم‌ها است‌، هر مجموعه‌ را داراي‌ اجزايي‌ مي‌داند كه‌ وجه‌ اشتراك‌ آن‌ها نظم‌ سلسله‌مراتبي‌، وابستگي‌ به‌ يكديگر و مرزهاي‌ نفوذ پذيري‌ است‌. به‌ علاوه‌، نظام‌ داراي‌ فرايند داده‌ وستاده‌ و بازخورد است‌. نوربرت‌ وينر (1948) در كتاب‌ پسايبرنتيك‌ يا كنترل‌پ ويژگي‌هاي‌هر نظام‌ را به‌ چهار دسته‌ كليت‌ مجموعه‌، هم‌ پاياني‌، آنتروپي‌ منفي‌ و تنوع‌ الزامي‌، تقسيم‌مي‌كند. در اين‌ رويكرد سازمان‌ عبارت‌ از يك‌ كل‌ با اجزاء پيوسته‌ و متشكل‌ از افراد انساني‌،سازمان‌هاي‌ رسمي‌ و غير رسمي‌، روش‌هاي‌ رهبري‌ و روابط انساني‌ حاكم‌ بين‌ محيط فيزيكي‌و افراد آن‌ مجموعه‌ است‌. ارتباطات‌ سازماني‌ در اين‌ رويكرد نقش‌ حفظ تعادل‌ و همبستگي‌دروني‌ و بيروني‌ نظام‌ را به‌ عهده‌ دارد. به‌ طوري‌ كه‌ اصل‌ آنتروپي‌ منفي‌ از طريق‌ تبادل‌اطلاعات‌ با محيط بيرون‌ از زوال‌ نظام‌ جلوگيري‌ مي‌كند. كارل‌ ويك‌ (1969) فضاي‌ خارج‌ ازسازمان‌ را به‌ عنوان‌ پمحيط اطلاعاتي‌پ نام‌ گذاري‌ كرده‌ كه‌ سازمان‌ همواره‌ در پي‌ تفسير وتبيين‌ و كاهش‌ ابهام‌ در آن‌ محيط است‌. در رويكرد سيستمي‌ همچنين‌ مفاهيمي‌ چون‌ انتخاب‌اطلاعات‌، نگهداري‌ آن‌ و توزيع‌ شبكه‌اي‌ اطلاعات‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.
ارتباطات‌ سازماني‌ را مي‌توان‌ با نگرش‌ فرهنگي‌ نيز مورد بررسي‌ قرار داد. در اين‌رويكرد محيط دروني‌ و بيرون‌ سازمان‌ داراي‌ فرهنگي‌ قوي‌ يا ممتاز و متشكل‌ از عناصري‌چون‌ ارزش‌ها، قهرمانان‌، آداب‌ و رسوم‌ و شبكه‌ فرهنگي‌ توصيف‌ مي‌شود. در نگرش‌فرهنگي‌ به‌ سازمان‌ توجه‌ به‌ روابط با مشتريان‌ نسبت‌ به‌ ساختار ديوان‌ سالار سازماني‌، ارزش‌بيش‌تري‌ پيدا مي‌كند. در اين‌ رويكرد تصوير و هويت‌ سازماني‌ اهميت‌ دارد. (Va Riel – 1995)
در برابر ديدگاه‌هاي‌ پنج‌گانه‌ ياد شده‌ كه‌ يا بر اهداف‌ مشترك‌ سازماني‌ تأكيد دارد كه‌ در آن‌تعارض‌ مفهومي‌ نامطلوب‌ و قدرت‌ حق‌ طبيعي‌ مديران‌ محسوب‌ شده‌ و يا با نگاهي‌ كثرت‌ گراسازمان‌ را شامل‌ گروه‌هاي‌ گوناگون‌ با علاقه‌هاي‌ متفاوت‌ مي‌بيند، ديدگاه‌ راديكال‌ها قراردارد كه‌ تعارض‌ را پديده‌اي‌ مثبت‌ و بخشي‌ از امور سازماني‌ ذكر مي‌كند. بر پايه‌ اين‌ نگرش‌سازمان‌ پميدان‌ جنگي‌پ است‌ كه‌ در آن‌ نيروهاي‌ حريف‌ (مديريت‌ و اتحاديه‌ها) در دستيابي‌ به‌اهدافي‌ بسيار ناسازگار با يكديگر مبارزه‌ مي‌كنند. (Morgan - 1986 : 188)
رويكرد راديكال‌ها به‌ دو دسته‌ انتقادي‌ و پست‌ مدرن‌ تقسيم‌ مي‌شود كه‌ در اولي‌ سازمان‌عرصه‌ سلطه‌ گري‌ است‌ و دومي‌ سازمان‌ را به‌ عنوان‌ موجوديتي‌ نظم‌ يافته‌ و معنادار زير سؤال‌مي‌برد. در اين‌ رويكرد تسلط بر دانش‌ و اطلاعات‌، شبكه‌هاي‌ غير رسمي‌ ارتباطي‌، فن‌ آوري‌ارتباطي‌ و نمادها از عناصر چهارده‌گانه‌ قدرت‌ در سازمان‌ ذكر مي‌شود. (نك‌ ميلر - 141 : 1377) در اين‌ مقاله‌ كاركردرسانه‌هاي‌ جديد با توجه‌ به‌ اين‌ سه‌ رويكرد مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرد.

2. فرايند ارتباطات‌ برون‌ سازماني‌
در رويكرد سيستمي‌ به‌ ارتباطات‌ سازماني‌ با توجه‌ به‌ اصل‌ پمحاط بودن‌ در محيطپ، هرمجموعه‌اي‌ داراي‌ يك‌ مرز نفوذ پذيري‌ و محدوده‌ تبادل‌ اطلاعات‌ است‌ كه‌ وابستگي‌ متقابل‌آن‌ سيستم‌ و جامعه‌ را به‌ وجود مي‌آورد. نظريه‌ پردازاني‌ چون‌ مي‌ير و اسكات‌ (1983)محيط سازماني‌ را به‌ انواع‌ اقتصادي‌، فن‌ شناختي‌، اجتماعي‌ و سياسي‌ تقسيم‌ مي‌كنند. گرونيك‌و هالت‌ (1984) اجزاي‌ محيط را به‌ چهار بخش‌ تسهيلاتي‌ (نظير دولت‌ و قانون‌ گذار)،وظيفه‌اي‌ (كاركنان‌، مشتريان‌ و بانك‌ها)، اصلي‌ (رقبا و تجار) و انتشار و پخش‌ (جامعه‌،رسانه‌ها و عامه‌) تفكيك‌ مي‌كنند. به‌ اين‌ ترتيب‌، ابعاد محيط سازماني‌ كه‌ نوعي‌ محيطاطلاعاتي‌ نيز ناميده‌ مي‌شود به‌ درون‌ سازمان‌ محدود نمي‌شود، بلكه‌ هر سازمان‌ با بهره‌گيري‌از كانال‌ها يا پل‌هاي‌ ارتباطي‌ تلاش‌ در جهت‌ توسعه‌ روابط سازماني‌ دارد كه‌ در يكي‌ از سه‌سطح‌ نهادي‌، نمايندگي‌ و فردي‌ صورت‌ مي‌گيرد. ايزنبرگ‌ و همكاران‌ (1985) روابط بين‌سازمان‌ها را در دو بعد ارتباطي‌ و مضمون‌ مراوده‌اي‌ و به‌ منظور تبادل‌ اطلاعات‌ يا مبادله‌منابع‌ فيزيكي‌ توصيف‌ مي‌كنند كه‌ به‌ نظر آن‌ها اين‌ دو بعد معمولا از يكديگر جدا نيستند.
در فرايند ارتباط سازماني‌ تعيين‌ مرز محيطي‌ و اين‌كه‌ چه‌ عناصري‌ نقش‌ اتصال‌ دهنده‌ را به‌عهده‌ گيرند، با توجه‌ به‌ كاركرد هر سازمان‌ تفاوت‌ هايي‌ مشاهده‌ مي‌شود. شايد آشكارترين‌نقش‌هاي‌ اتصال‌ مرزي‌ در يك‌ سازمان‌ را ادارات‌ خريد و فروش‌ ايفا كنند. كاركنان‌ تبليغات‌ وبازاريابي‌ همچنين‌ مسئول‌ مرزهاي‌ سازمان‌ هستند. در يك‌ مفهوم‌ بازاريابي‌ فرايندي‌ است‌ كه‌از طريق‌ آن‌ سازمان‌ خود را معرفي‌ كرده‌ و گسترش‌ مي‌دهد و محصولات‌ يا خدمات‌ آن‌ براساس‌ تقاضاي‌ بازار منطبق‌ مي‌شود. اداره‌ استخدام‌ نيز مسئوليت‌ وظيفه‌ جذب‌ و غربال‌ كردن‌كاركنان‌ جديد را دارد. همچنين‌، رايزنان‌ و مشاوران‌ حقوقي‌ كه‌ روابط بين‌ سازمان‌، دولت‌ وقانون‌ گذار را تنظيم‌ مي‌كنند. رابط ديگر مرز ارتباطي‌ سازمان‌، روابط عمومي‌ است‌ كه‌مديريت‌ ارتباط بين‌ سازمان‌ و جامعه‌ را به‌ عهده‌ دارد. جيمز آدامز (1980) اين‌ گونه‌فعاليت‌هاي‌ ارتباطي‌ برون‌ سازماني‌ را در پنج‌ گروه‌ دسته‌ بندي‌ مي‌كند: كسب‌ داده‌ها وستاده‌ها، غربال‌ داده‌ها و ستاده‌ها، جست‌وجو و جمع‌ آوري‌ اطلاعات‌ ، نمايندگي‌ سازماني‌ وحمايت‌ و حفاظت‌ از سازمان‌.
به‌ طور خلاصه‌، صاحب‌ نظران‌ براي‌ ارتباطات‌ خارجي‌ يك‌ سازمان‌ نقش‌هاي‌ گوناگوني‌ رامتصورند، از جمله‌ جمع‌ آوري‌ اطلاعات‌، حمايت‌ از كاركنان‌ در مقابل‌ اثرهاي‌ منفي‌ محيطي‌،جذب‌ كاركنان‌ شايسته‌ و افزايش‌ كارايي‌، تبادل‌ با محيط و آنتروپي‌ منفي‌، توسعه‌ ارزش‌هاي‌سازمان‌، رهبري‌ افكار عمومي‌ يا افزايش‌ آگاهي‌هاي‌ مردم‌. اما در ميان‌ آن‌ها رويكرد سيستمي‌كه‌ بر نظام‌هاي‌ باز در سازمان‌ تكيه‌ دارد، به‌ نقش‌ روابط عمومي‌ و به‌ تبع‌ آن‌ وسايل‌ ارتباطجمعي‌ در اين‌ عرصه‌ بيش‌تر اهميت‌ مي‌دهد. به‌ عبارتي‌ ارتباط برون‌ سازماني‌ مركز ثقل‌فعاليت‌هاي‌ يك‌ سازمان‌ در نظام‌هاي‌ باز است‌. در يك‌ حالت‌ مقايسه‌اي‌ مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌،از ديدگاه‌ نظريه‌ كلاسيك‌، روابط خارجي‌ كارآيي‌ را افزايش‌ مي‌دهد و براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌مواد خام‌ و اطلاعات‌ مهم‌ عملياتي‌ تأكيد مي‌شود. در اين‌ رويكرد كم‌تر به‌ موضوع‌ نمايندگي‌ ويا جست‌ و جوي‌ اطلاعات‌ پغير قابل‌ پيش‌ بيني‌پ در محيط توجه‌ مي‌شود.
از نظر محقق‌ روابط انساني‌ ارتباط خارجي‌ موجب‌ بهبود كيفيت‌ زندگي‌ كاركنان‌ سازمان‌مي‌شود.
در اين‌ ديدگاه‌ ارتباط بروني‌ مي‌تواند كاركنان‌ را از بحران‌هاي‌ منفي‌ محافظت‌ كند و يا تصويرمثبتي‌ از سازمان‌ به‌ محيط بيرون‌ منعكس‌ كند. در مقابل‌، مدير منابع‌ انساني‌ بر افرادي‌ تأكيدمي‌كند كه‌ روي‌ مرزهاي‌ سازمان‌ قرار دارند. چون‌ وي‌ به‌ دنبال‌ افزايش‌ مشاركت‌ كاركنان‌است‌. بنابراين‌، جذب‌ كاركنان‌ با كيفيت‌ يك‌ وظيفه‌ مهم‌ رابط مرزي‌ خواهد بود. (ميلر - 279: 1337)
از سوي‌ ديگر محققان‌ رويكرد سيستمي‌ بر شيوه‌هاي‌ بهبود وظايف‌ داخلي‌ سازمان‌ از طريق‌تبادل‌ محيطي‌ و جلوگيري‌ از حركت‌ سازمان‌ در جهت‌ آنتروپي‌ تمركز مي‌كنند. محققان‌فرهنگي‌ محيط خارجي‌ را قلمروي‌ فرهنگ‌ وسيع‌تري‌ مي‌بينند كه‌ سازمان‌ در آن‌ زندگي‌مي‌كند. بنابراين‌، در رويكرد فرهنگي‌ بر سازگاري‌ سازمان‌ با محيط و كاركرد نمايندگي‌ارتباط خارجي‌ تأكيد مي‌گردد. اما در ديدگاه‌ صاحب‌ نظران‌ مكتب‌ انتقادي‌ ارتباط خارجي‌مي‌تواند ابزاري‌ در جهت‌ اعمال‌ نظام‌ و يا رهايي‌ باشد. (ميلر - 279: 1377)
حال‌ اين‌ سئوال‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ نقش‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ در جامعه‌ اطلاعاتي‌ چيست‌؟

3. اطلاعات‌ و جامعه‌ اطلاعاتي‌
جامعه‌ اطلاعاتي‌، جامعه‌اي‌ فراصنعتي‌ و مبتني‌ بر خدمات‌ است‌ كه‌ رسانه‌هاي‌ جديد در آن‌از اهميت‌ زيادي‌ برخوردارند. اما در پاسخ‌ اين‌ سؤال‌ كه‌ آيا پيام‌هاي‌ الكتروني‌ جاي‌ سايراشكال‌ ديگر پيام‌ را خواهند گرفت‌، هنوز جاي‌ ترديد باقي‌ است‌. اگر ارتباط شفاهي‌، رسانه‌دوران‌ شكار بود و نوشتن‌، رسانه‌ دوران‌ كشاورزي‌ و چاپ‌، رسانه‌ جوامع‌ صنعتي‌ ; مي‌توان‌رسانه‌هاي‌ الكتروني‌ را ويژه‌ جوامع‌ مبتني‌ بر اطلاعات‌ دانست‌. سرعت‌ زياد، هزينه‌ كم‌، قابل‌درك‌ بودن‌ در سطح‌ جهان‌ از ويژگي‌هاي‌ عمده‌ پيام‌هاي‌ الكتروني‌ بايد باشد. با افزايش‌ تعدادكانال‌هاي‌ ارتباطي‌ و تخصصي‌ شدن‌ آن‌ها، ارتباطات‌ فردي‌ آن‌ طور كه‌ با تلگراف‌ و تلفن‌آغاز شد، مجددٹ گسترش‌ پيدا مي‌كند. مشتري‌ گرايي‌ و آزادي‌ فردي‌ در انتخاب‌ كالا محورسياست‌هاي‌ تجاري‌ خواهد بود. شبكه‌هاي‌ ارتباطي‌ توسعه‌ خواهد يافت‌ و حتي‌ يك‌ خانواده‌مي‌تواند روزنامه‌ الكتروني‌ منتشر كند و بدين‌ ترتيب‌ ارتباطات‌ الكتروني‌ جديد روابط ميان‌فردي‌ را توسعه‌ مي‌دهد. راديوهاي‌ شخصي‌، پست‌ الكتروني‌ و كنفرانس‌ از راه‌ دور سه‌ نوع‌رسانه‌ شفاهي‌، كتبي‌ و تصويري‌ جديد هستند كه‌ در آن‌ها علائق‌ و ويژگي‌هاي‌ افراد به‌ يكديگرمنتقل‌ مي‌شود. در جامعه‌ اطلاعاتي‌ سرمايه‌ انساني‌ محور اصلي‌ اقتصاد اطلاعات‌ را تشكيل‌مي‌دهد و نيروي‌ كار تغييرات‌ كيفي‌ پيدا مي‌كند. بر اساس‌ يك‌ بررسي‌ انجام‌ شده‌ در امريكاسهم‌ نيروي‌ كار در بخش‌ كشاورزي‌ اين‌ كشور طي‌ سال‌هاي‌ 1980 - 1880 از 50 درصد به‌كم‌تر از 5 درصد كاهش‌ يافته‌ و در مقابل‌ سهم‌ شاغلان‌ بخش‌ اطلاعات‌ از 20 درصد به‌ 55درصد افزايش‌ يافته‌ است‌. چنين‌ تغييري‌ در دو بخش‌ صنعت‌ و خدمات‌ نيز مشاهده‌ مي‌شود كه‌به‌ ترتيب‌ از 36 و 12 درصد به‌ 15 و 25 درصد طي‌ اين‌ مدت‌ متغير بوده‌ است‌. ((Forester - 1980: 521 در سال‌2000 سهم‌ بخش‌ اطلاعات‌ در نيروي‌ كار اين‌ كشور به‌ 66 درصد افزايش‌ يافته‌ است‌.
جامعه‌ اطلاعاتي‌ حداقل‌ سه‌ مرحله‌ تكاملي‌ را طي‌ كرده‌ است‌. مرحله‌ اول‌ در اواسط قرن‌نوزدهم‌ و با تأسيس‌ خبرگزاري‌هاي‌ بين‌ المللي‌، فن‌ آوري‌ تلگراف‌ و شكل‌گيري‌ اتحاديه‌ بين‌المللي‌ مخابرات‌ آغاز مي‌شود. مفهوم‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ كه‌ در همان‌ آغاز فراملي‌ محسوب‌مي‌شد، مفهوم‌ سازمان‌ و عناصري‌ چون‌ كنترل‌ و تصميم‌گيري‌ را دگرگون‌ ساخت‌. با پايان‌يافتن‌ قرن‌ نوزدهم‌ نه‌ فقط مالك‌ جايش‌ را به‌ مدير داد و تصميم‌گيري‌ از انسان‌ به‌ ماشين‌ منتقل‌شد، بلكه‌ بين‌ المللي‌ شدن‌ جريان‌ اطلاعات‌ بر اقتصاد جهان‌ و روابط بين‌ ملت‌ها نيز تأثيرگذشت‌.(Braman - 1993 : 134)
تغيير در سازمان‌ها اطلاعات‌ را به‌ نوعي‌ كالا تبديل‌ كرد و به‌ تدريج‌ آن‌ را بخشي‌ از ساز و كارنظارت‌ و هماهنگي‌ در بازار تجارت‌ قرار داد. توسعه‌ خبر گزاري‌هاي‌ بين‌ المللي‌ فروش‌ اخباررا به‌ مثابه‌ يك‌ كالا رونق‌ بخشيد و موجبات‌ غير محلي‌ شدن‌ و جدا شدن‌ اطلاعات‌ از زمينه‌خبر را فراهم‌ كرد. به‌ عبارتي‌، عينيت‌ گرايي‌ در روزنامه‌ نگار اين‌ دوره‌ اطلاعات‌ را از تفسير وتحليل‌ تفكيك‌ كرد. مرحله‌ دوم‌ از دهه‌ 1960 با ادغام‌ شدن‌ رايانه‌ و فن‌ آوري‌هاي‌ ارتباطي‌ ودرك‌ اجتماعي‌ از نقش‌ و اهميت‌ اطلاعات‌ آغاز مي‌شود. اين‌ تغيير فن‌ شناختي‌ حجم‌اطلاعات‌ و سرعت‌ آن‌ را افزايش‌ مي‌دهد. كاربرد فن‌ آوري‌هاي‌ اطلاعات‌ در امر توسعه‌كشاورزي‌ و صنعتي‌ رونق‌ پيدا مي‌كند. به‌ طوري‌كه‌ در امريكا فريتس‌ مك‌ لاپ‌(Machlup - 1962) از آن‌ به‌عنوان‌ اقتصاد دانش‌ نام‌ مي‌برد. همزمان‌ در ژاپن‌ تا دائو اومه‌ سائو (1963) مفهوم‌ جامعه‌اطلاعاتي‌ را براي‌ اولين‌ بار عنوان‌ مي‌كند. (كسلز -1380) در اين‌ مرحله‌ به‌ علت‌ جهاني‌ شدن‌ جريان‌اطلاعات‌ مفاهيمي‌ چون‌ نظم‌ نوين‌ جهاني‌ اطلاعات‌، دهكده‌ جهاني‌ و در مقابل‌ آن‌ها مديريت‌دستكاري‌ اطلاعات‌ و امپرياليسم‌ خبري‌ و رسانه‌اي‌ بر ديدگاه‌هاي‌ نظري‌ ارتباطات‌ اجتماعي‌حاكم‌ است‌. پس‌ از سه‌ دهه‌، مرحله‌ سوم‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ كه‌ در آن‌ اطلاعات‌ توليد نهايي‌اقتصاد محسوب‌ مي‌شود، از سال‌ 1990 آغاز شد. عصر جديدي‌ از جامعه‌ اطلاعات‌ كه‌ در آن‌همگوني‌ سيستم‌هاي‌ مخابراتي‌، راديو ـ تلويزيوني‌ و رايانه‌اي‌ را در پي‌ دارد و جامعه‌ شبكه‌اي‌ظاهر مي‌شود. در نظام‌ شبكه‌اي‌ مبادله‌ اطلاعات‌ بين‌ شركت‌ها هر دو نقش‌ رقابت‌ و همكاري‌ راداراست‌. در عرصه‌ بين‌ المللي‌ سازمان‌ تجارت‌ جهاني‌ (گات‌) پا به‌ عرصه‌ ظهور مي‌گذارد. دراين‌ دوره‌ اطلاعات‌ به‌ سه‌ دسته‌ خصوصي‌، عمومي‌ و جهاني‌ تقسيم‌ مي‌شود، جريان‌ اطلاعات‌جايگزين‌ مكانيسم‌ بازار مي‌گردد و واقعيت‌ مجازي‌ جاي‌ عينيت‌ گرايي‌ را پر مي‌كند.سازمان‌ها جاي‌ رسانه‌ها را مي‌گيرند و محتواي‌ آن‌ها شامل‌ نظام‌ تراز پرداخت‌ها و نظام‌مقررات‌ سازماني‌ مي‌شود. همچنين‌، قدرت‌ سياسي‌ و ارتباط بين‌ دولت‌ و مطبوعات‌ جايش‌ رابه‌ ارتباطات‌ سازماني‌ در جامعه‌ مي‌دهد.(Braman - 1993 : 134)

4. روابط عمومي‌ مجازي‌
نقش‌ رسانه‌ها در ارتباطات‌ برون‌ سازماني‌ با توجه‌ به‌ ورود رسانه‌هاي‌ جديد در حال‌ تغييراست‌. يك‌ نظر سنجي‌ انجام‌ شده‌ در سال‌ 1998 توسط بنياد بين‌ المللي‌ روابط عمومي‌(IPRF) اين‌ تغيير را نشان‌ مي‌دهد. در اين‌ بررسي‌ از 1600 مدير اجرايي‌ و ارتباطي‌شركت‌هاي‌ بزرگ‌ اروپايي‌ خواسته‌ شد تا از مجموع‌ 14 وسيله‌ ارتباطي‌ مورد استفاده‌ درارتباطات‌ برون‌ سازماني‌ طي‌ سال‌ گذشته‌ را به‌ ترتيب‌ اهميت‌ رتبه‌ بندي‌ كنند. از 142 پاسخ‌دريافتي‌ استفاده‌ از روابط عمومي‌ سنتي‌ با 94 درصد رتبه‌ اول‌ و پس‌ از آن‌ مطبوعات‌ با 88درصد رتبه‌ دوم‌ و وب‌ سايت‌ با 73 درصد رتبه‌ سوم‌ را به‌ دست‌ آورد. ساير رسانه‌ها به‌ ترتيب‌عبارت‌ بودند از: سمينار براي‌ مشتريان‌، پست‌ مستقيم‌، بازاريابي‌ مستقيم‌، آگهي‌ در مطبوعات‌،ارتباط با مشتريان‌، تلويزيون‌، تابلو، پوستر، راديو، آگهي‌ در اينترنت و ساير ابزار ارتباطي‌ كه‌بين‌ 61 تا 23 درصد از اهميت‌ كاربرد در رديف‌هاي‌ 4 تا 14 قرار گرفتند. در همين‌ بررسي‌خواسته‌ شده‌ بود تا نسبت‌ به‌ درجه‌ اهميت‌ رسانه‌ها در پنج‌ سال‌ آينده‌ اظهار نظر كنند كه‌ پاسخ‌دهندگان‌ وب‌ سايت‌ را در رديف‌ اول‌ (55 درصد)، پست‌ مستقيم‌ را در رديف‌ دوم‌ (51درصد) و پس‌ از آن‌ استفاده‌ از روابط عمومي‌ سنتي‌ را در رديف‌ سوم‌ (46 درصد) رتبه‌ بندي‌كردند. نتيجه‌ اين‌ بررسي‌ نشان‌ داد كه‌ اولاپ اينترنت‌ جاي‌ روابط عمومي‌ سنتي‌ را خواهدگرفت‌. ثانياپ گرايش‌ سازمان‌ها در عرصه‌ تجاري‌ به‌ ارتباط مستقيم‌ و شخصي‌ با مخاطبان‌ ومشتريان‌ است‌، زيرا توزيع‌ پيام‌ بين‌ مخاطبان‌ خاص‌ جاي‌ بخش‌ و نشر براي‌ مخاطبان‌ توده‌ واررا خواهد گرفت‌. (اين‌ بررسي‌ در سال‌ 1998 به‌ سفارش‌ بنياد بين‌ المللي‌ روابط عمومي‌ (IPRF)و توسط شركت‌ ' Mamning , Selvage and Lee ' به‌ مديريت‌ آلستر سادرلند (رئيس‌ اسبق‌ ايپرا) بانظر خواهي‌ از 1600 مدير اجرايي‌ يا ارتباطات‌ و روابط عمومي‌ شركت‌هاي‌ بزرگ‌ در اروپاانجام‌ شد. جامعه‌ نمونه‌ در اين‌ بررسي‌ 142 نفر بوده‌ است‌. اين‌ تحقيق‌ با عنوان‌ ConsumerFragmentation Challenging Companies توسط IPRF منتشر شده‌ است‌.)
بررسي‌ ديگري‌ روي‌ مطبوعات‌ امريكا نشان‌ مي‌دهد كه‌ اينترنت‌ وسيله‌ ارتباطي‌ مسلطي‌ دربرقراري‌ روابط بين‌ سازمان‌ها و مطبوعات‌ است‌. در اين‌ كشور در سال‌ 1998، 76 درصد ازروزنامه‌ نگاران‌ به‌ صورت‌ الكتروني‌ كار مي‌كردند و 65 درصد از آنان‌ خبرهاي‌ شان‌ را ازطريق‌ پايگاه‌هاي‌ وب‌ دريافت‌ مي‌داشتند. ضمنا 80 درصد از دبيران‌ سرويس‌هاي‌ عكس‌مطبوعات‌ از سيستم‌ ديجيتال‌ استفاده‌ مي‌كردند. پست‌ الكتروني‌ مهم‌ترين‌ وسيله‌ ارتباطي‌خبرنگاران‌ محسوب‌ مي‌شد و دو سايت‌ Zdnet و Cnet بيش‌ترين‌ كاربري‌ بين‌ خبرنگاران‌راداشته‌اند. (Holtz :1999)
از سوي‌ ديگر واحدهاي‌ روابط عمومي‌ در اين‌ كشور از وب‌ سايت‌ به‌ عنوان‌ اتاق‌ خبرمجازي‌ استفاده‌ مي‌كردند كه‌ در آن‌ اطلاعيه‌هاي‌ خبري‌، سخنراني‌ مديران‌، گزارش‌هاي‌ فصل‌يا سالانه‌، گزارش‌ نشست‌هاي‌ سالانه‌ سهام‌ داران‌، مصاحبه‌ها، عكس‌، زندگي‌ نامه‌، آگهي‌ واطلاعات‌ آموزشي‌ منتشر مي‌شود.
علاوه‌ بر مطبوعات‌، خبرگزاري‌هاي‌ بين‌ المللي‌، ملي‌ و تخصصي‌ اقتصادي‌ و سنديكاهاي ‌خبري‌ خصوصي‌ يا متعلق‌ به‌ گروه‌هاي‌ ذي‌ نفع‌ داراي‌ دفاتر مجازي‌ روي‌ اينترنت‌ فراهم‌ كردن‌گروه‌هاي‌ فشار اينترنتي‌ است‌ كه‌ به‌ عملكرد سازمان‌ها انتقاد مي‌كنند. از معروف‌ترين‌ آن‌ها درامريكا دو سايت‌ Rougeو Urban Legends هستند. پايش‌ (مونيتورينگ‌) اين‌ گونه‌ سايت‌هااز وظايف‌ عمده‌ واحدهاي‌ نظر سنجي‌ روابط عمومي‌ مجازي‌ است‌.

5. مديريت‌ اطلاعات‌
حجم‌ زياد اطلاعات‌ در درون‌ سازمان‌ها و ذهن‌ جست‌وجوگر مخاطبان‌ براي‌ كسب‌اطلاعات‌ و عامل‌ سرعت‌ در اطلاع‌ رساني‌ نيازمند تدوين‌ سياست‌ مناسب‌ براي‌ اداره‌ اطلاعات‌است‌. تغيير در كيفيت‌ و كميت‌ اطلاعات‌ و تنوع‌ كانال‌هاي‌ ارتباطي‌ از جمله‌ رسانه‌هاي‌ ارتباطجمعي‌، فرايند توليد و پردازش‌ آن‌ را دگرگون‌ ساخته‌ و شرايط جديدي‌ را براي‌ مديريت‌اطلاع‌ رساني‌ سازمان‌ها به‌ وجود آورده‌ است‌. كنترل‌ يا انتشار اطلاعات‌، تعيين‌ زمان‌ مناسب‌ ياشدت‌ و اولويت‌ گذاري‌ در انتخاب‌ رسانه‌ها، تعيين‌ نوع‌ صفحه‌ روزنامه‌ و يا پاسخ‌ گويي‌ سريع‌به‌ پرسش‌هاي‌ روزنامه‌ نگاران‌ يا كاركنان‌ نسبت‌ به‌ رويدادها، واحدهاي‌ اطلاع‌ رساني‌ سازماني‌را به‌ چالش‌ نوين‌ كشانده‌ است‌. قدرت‌ تصميم‌گيري‌ بموقع‌ و سريع‌ كه‌ نيازمند به‌ شناخت‌ كافي‌نسبت‌ به‌ سازمان‌ و جامعه‌ است‌، از توانايي‌هايي‌ است كه‌ يك‌ مدير اطلاع‌رساني‌ درسازمان‌هاي‌ امروزي‌ بايد دارا باشد. اما اطلاعات‌ چيست‌ و چه‌ ويژگي‌هايي‌ دارد؟
هارلن‌ كليولند (1985) با وام‌ گرفتن‌ از تعريف‌ پيتر دراكر از اطلاعات‌ كه‌ آن‌ را پداده‌هاي‌سازمان‌ يافته‌ و پالايش‌ شده‌ در دانش‌ و خردپ مي‌نامد به‌ ويژگي‌هاي‌ پنج‌گانه‌ اطلاعات‌ اشاره‌مي‌كند:
الف‌. اطلاعات‌ قابل‌ توسعه‌ است‌ و تنها عامل‌ محدود كننده‌ آن‌ زمان‌ است‌;
ب‌. اطلاعات‌ بر خلاف‌ صنعت‌ خودرو سازي‌ يا فولاد با كمبود منبع‌ مواجه‌ نيست‌ ;
پ‌. اطلاعات‌ در مقايسه‌ با ساير عوامل‌ توليد مثل‌ نيروي‌ كار، سرمايه‌ يا مواد بادوام‌ است‌ ;
ت‌. اطلاعات‌ قابل‌ انتقال‌ است‌، حتي‌ با سرعت‌ نور ; و
ث‌. اطلاعات‌ قابل‌ نشر است‌ و هر چند ممكن‌ است‌ نشست‌ كند، ولي‌ درز كردن‌ يا درزدادن‌ اطلاعات‌ مقل‌ به‌ هرز رفتن‌ نفت‌ از كشتي‌ها در دريا نيست‌.
در برابر اين‌ توصيفات‌، فيليپ‌ كلمپيت‌ (1991) به‌ اسطوره‌هاي‌ پنج‌گانه‌ اطلاعات‌ اشاره‌مي‌كند تا مديران‌ را به‌ انتشار بيش‌تر اطلاعات‌ ترغيب‌ كند:
اول‌، اطلاعات‌ نوعي‌ از كالاست‌. چنين‌ ديدگاهي‌ از بدو تأسيس‌ خبر گزاري‌هاي‌ بين‌المللي‌ عنوان‌ مي‌شود كه‌ خبر كالايي‌ قابل‌ خريد و فروش‌ است‌، ولي‌ قابل‌ انتقال‌ نيست‌. زيراوقتي‌ از طريق‌ كانال‌ ارتباطي‌ يا از فردي‌ به‌ فرد ديگر منتقل‌ مي‌شود، فروش‌ مجدد آن‌ مقدورنيست‌.
دوم‌، اطلاعات‌ قدرت‌ است‌. هر فرد آگاه‌تر مي‌تواند قدرتمندتر باشد. هر چند اطلاعات‌قدرت‌ مي‌آورد، ولي‌ اين‌ قدرت‌ بيش‌تر به‌ نوع‌ استفاده‌ از آن‌ بستگي‌ دارد. اطلاعات‌ بايد باديگران‌ تسهيم‌ شود تا مفهوم‌ گردد. در شرايط رشد اقتصادي‌ توزيع‌ اطلاعات‌ ضروري‌ است‌و حبس‌ آن‌ ركود در پي‌ خواهد داشت‌;
سوم‌، اطلاعات‌ بيش‌تر بهتر است‌. زماني‌ اين‌ ادعا به‌ طور نسبي‌ درست‌ بود، اما امروزه‌نگهداري‌ و ثبت‌ و ذخيره‌ حجم‌ عظيمي‌ از اطلاعات‌ سازمان‌ را دچار بحران‌ خواهد كرد و پس‌از مدتي‌ بسياري‌ از اين‌ اطلاعات‌ حالت‌ ضد و نقيض‌ پيدا خواهند كرد. كيفيت‌ و توسعه‌اطلاعات‌ مهم‌تر از كميت‌ و ذخيره‌ آن‌ است‌;
چهارم‌، اطلاعات‌ فاقد ارزش‌ است‌. اين‌ ادعا كه‌ در فرايند توليد اطلاعات‌ رعايت‌ كامل‌ بي‌طرفي‌ مي‌شود، مورد ترديد است‌، زيرا هر گونه‌ اطلاعاتي‌ داراي‌ نوعي‌ ارزش‌ است‌. اطلاعات‌معمولا مربوط و هدفمند است‌. با هدف‌ خاص‌ توليد مي‌شود و با نگاه‌ متفاوت‌ مورد استفاده‌قرار مي‌گيرد. معني‌ و مفهوم‌ در ظرف‌ زمان‌، فرهنگ‌ و مكان‌ تغيير مي‌كند ; و
پنجم‌، اطلاعات‌ دانش‌ است‌. بخش‌ عمده‌اي‌ از اطلاعات‌ موجود داده‌هاي‌ غير مرتبطاند وخالي‌ از حقيقت‌. بر عكس‌ دانش‌ قابليت‌ تبيين‌ دارد و مي‌تواند كاركنان‌ را توانمند كند.ديدگاه‌هاي‌ فوق‌ رويكرد فرهنگي‌ مديريت‌ به‌ اطلاع‌رساني‌ را مورد تأكيد قرار مي‌دهد. امامديريت‌ اطلاعات‌ در سازمان‌هاي‌ معاصر چه‌ با كاركردي‌ سياسي‌ و چه‌ به‌ صورت‌ اقتصادي‌ ازديدگاه‌ نظريه‌ پردازان‌ انتقادي‌ از جمله‌ يورگن‌ هابرماس‌ به‌ صورت‌ بدبينانه‌اي‌ ارزيابي‌مي‌شود. وي‌ برخلاف‌ متفكران‌ ليبرالي‌ چون‌ هارولد لاسول‌، والترليپمن‌ و ادوارد برنيز كه‌پاقناع‌پ، پتبليغات‌پ و پمهندسي‌ رضايت‌پ را به‌ عنوان‌ ابزار مديريت‌ اطلاعات‌ و مقوله‌اي‌ضروري‌ براي‌ جامعه‌ مدرن‌ و نيرويي‌ مثبت‌ به‌ شمار مي‌آوردند، آن‌ را نشانه‌اي‌ از نابودي‌گستره‌ همگاني‌ مي‌شناسد. هابرماس‌ اقناع‌ و تبليغ‌ را به‌ عنوان‌ عملي‌ مغاير با عقلانيت‌ ارتباطي‌و مانعي‌ در راه‌ آگاه‌ شدن‌ مردم‌ از مسائل‌ جاري‌ عنوان‌ مي‌كند. (وبستر -265: 1380) همچنين‌، هوارد تامبر(1993) در عين‌ حال‌ كه‌ معتقد است‌ مديريت‌ اطلاعات‌ در انسجام‌ دولت‌هاي‌ معاصر نقشي‌بنيادي‌ دارد، مي‌نويسد: «وابستگي‌ دولت‌ها به‌ ارتباطات‌ و اطلاعات‌ در كوشش‌هاي‌ آنان‌ براي‌دستكاري‌ افكار عمومي‌ و استمرار كنترل‌ اجتماعي‌ بيش‌ترين‌ را اهميت‌ را دارد.» تامبر شاهداين‌ ادعا را عملكرد دولت‌ مارگارت‌ تاچر، نخست‌ وزير بريتانيا طي‌ دهه‌ 1980 ذكر مي‌كند كه‌با سياست‌ پنهان‌ كاري‌، ممنوعيت‌ پخش‌ صدا و تصوير فعالان‌ سياسي‌ ايرلند شمالي‌ و يا اعمال‌محدوديت‌ در مورد اخبار جنگ‌ فالكند از رسانه‌هاي‌ اين‌ كشور روش‌هايي‌ از كنترل‌اطلاعات‌ را اعمال‌ كرد. مشابه‌ با سازمان‌هاي‌ سياسي‌ اين‌ گونه‌ كنترل‌ها را در سازمان‌هاي‌تجاري‌ و بنگاه‌هاي‌ اقتصادي‌ نيز مي‌توان‌ مشاهده‌ كرد. (وبستر - 255: 1380)
وبستر به‌ نقل‌ از ريچارد تدلو مي‌نويسد: پدر ايالات‌ متحده‌ همزمان‌ با بزرگ‌تر شدن‌ شركت‌هااهميت‌ كنترل‌ اخباري‌ كه‌ آن‌ها نمي‌توانستند از پيدايش‌ و توليد آن‌ خودداري‌ كنند، درك‌ شدو پيامد اين‌ امر تأسيس‌ بخش‌هاي‌ تبليغات‌ و روابط عمومي‌ بود.پ به‌ بيان‌ ادوارد برنيز (1980)يك‌ بنگاه‌ اقتصادي‌ افزون‌ بر فروش‌ فرآورده‌هاي‌ صنعتي‌، به‌ فروش‌ تصوير موسسه‌ به‌ عامه‌مردم‌ نياز داشت‌ تا در يك‌ نظام‌ يكپارچه‌ اقتصادي‌ مطرح‌ شود. فرانك‌ وبستر (وبستر - 255: 1380) ضمن‌ تأييدديدگاه‌هاي‌ انتقادي‌ و خطراتي‌ كه‌ مديريت‌ اطلاعات‌ در جوامع‌ معاصر متوجه‌ گستره‌ همگاني‌كرده‌ است‌ و آن‌ را مانعي‌ در تحقق‌ جامعه‌ اطلاعاتي‌ مي‌بيند، همزمان‌ نقش‌ دولت‌ها را در ارائه‌خدمات‌ اطلاع‌ رساني‌ دولتي‌ ياد آور مي‌شود. به‌ نوشته‌ وبستر بخش‌ اعظم‌ آگاهي‌هاي‌ ما ازهمين‌ اطلاعات‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد كه‌ از طريق‌ رسانه‌هاي‌ همگاني‌ به‌ دست‌ ما مي‌رسند، به‌عبارتي‌ پسياست‌هاي‌ جاري‌ دولت‌ در صورت‌ فقدان‌ اطلاعات‌ معتبر آماري‌ به‌ سختي‌ قابل‌درك‌ است‌. به‌ همين‌ دليل‌ در سراسر سده‌هاي‌ نوزدهم‌ و بيستم‌ اين‌ ديدگاه‌ گسترش‌ يافت‌ كه‌گردآوري‌ درست‌ و سيستماتيك‌ اطلاعات‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ضرورت‌ در ارزيابي‌ و تحليل‌مسائل‌ سياسي‌ بايد توسط دولت‌ انجام‌ گيردپ. در اين‌ فرايند ارتباطي‌ علاوه‌ بر رسانه‌ها كه‌ نقش‌ميانجي‌ در اطلاع‌ رساني‌ به‌ مردم‌ را به‌ عهده‌ دارند، شركت‌هاي‌ بزرگ‌ نيز با به‌كارگيري‌فن‌آوري‌ پيشرفته‌ رايانه‌اي‌ سعي‌ در كسب‌ سريع‌تر اين‌ گونه‌ اطلاعات‌ را دارند تا از ارزش‌افزوده‌ آن‌ها بهره‌مند شوند.

6. فن‌ آوري‌ اطلاعات‌ و آينده‌ سازمان‌
قرن‌ اطلاعات‌ ساختار سازمان‌ را شاخه‌ شاخه‌ مي‌كند، در حالي‌ كه‌ سازمان‌ها در دوران‌صنعتي‌ بر پايه‌ مقررات‌ و سلسله‌ مراتب‌ ديوان‌ سالاري‌ استوار بودند. به‌ عقيده‌ پيتر دراكر(1998) سازمان‌ جديد در قرن‌ اطلاعات‌ با ساختاري‌ مبتني‌ بر اطلاعات‌ است‌. از ديدگاه‌دراكر سازمان‌ جديد نتيجه‌ كاركرد ديوان‌ سالاري‌ نيست‌ ، بلكه‌، حاصل‌ تلاش‌ پمتخصصان‌دانش‌پ است‌ كه‌ فرايند اطلاعات‌ را خلق‌ مي‌كنند. به‌ عقيده‌ او، كارگران‌ جامعه‌ مبتني‌ بر دانش‌ به‌طور مقدماتي‌ با اطلاعات‌ كار مي‌كنند.
به‌ نظر دراكر بر خلاف‌ گذشته‌ كه‌ سازمان‌ عمدتا از ديدگاه‌ ديوان‌ سالاري‌ و سلسله‌ مراتبي‌ از بالا به‌ پايين‌ ديده‌ مي‌شد و شكل‌ يك‌ هرم‌ را داشت‌، سازمان‌ مبتني‌ بر اطلاعات‌ نوعي‌ساخت‌ مسطح‌ دارد و دانش‌ از اين‌ پس‌ تنها در دست‌ بالايي‌ها منحصر نخواهد شد و در سطوح‌پكارشناسان‌ دانش‌پ كه‌ در رده‌هاي‌ مختلف‌ اشتغال‌ دارند، توزيع‌ خواهد شد. براي‌ مثال‌، پست‌الكتروني‌ جايگزين‌ تلفن‌ مي‌شود. اما پست‌ صوتي‌ امكان‌ ذخيره‌ سازي‌ اطلاعات‌ را بالامي‌برد. سيستم‌ ملاقات‌ الكتروني‌ نوعي‌ حمايت‌ جمعي‌ را با خود خواهد آورد.
تله‌ كنفرانس‌ امكان‌ برقراري‌ ارتباط بين‌ كارشناسان‌ دانش‌ را فراهم‌ مي‌آورد و در هزينه‌رفت‌ و آمد و زمان‌ صرفه‌ جويي‌ مي‌شود. بانك‌هاي‌ اطلاعات‌ امكان‌ دسترسي‌ آسان‌تر به‌داده‌هاي‌ داخلي‌ و خارجي‌ را فراهم‌ خواهند كرد. سيستم‌ تصميم‌گيري‌ به‌ وسيله‌ رايانه‌، سيستم‌اداره‌ الكتروني‌، هماهنگي‌، اطلاع‌ رساني‌ و شبكه‌هاي‌ مخابراتي‌ موجبات‌ كار كردن‌ بر اساس‌اقتصاد اطلاعات‌ را فراهم‌ مي‌كنند. فن‌ آوري‌ همچنين‌ در روش‌هاي‌ ارتباطي‌ سازمان‌ها تغييربه‌ وجود خواهد آورد. از جمله‌: داده‌هاي‌ الكتروني‌ (EDI)، اطلاعات‌ مربوط به‌فروش‌،صورتحساب‌هاي‌ بانكي‌ و نظاير آن‌.
جيمز سن‌ (1995) با اشاره‌ به‌ اين‌ كه‌ قرن‌ اطلاعات‌ از سال‌ 1957 در امريكا آغاز شده‌اثرهاي‌ فن‌ آوري‌ ارتباطي‌ در سازمان‌ها را به‌ شرح‌ زير بيان‌ مي‌كند:
1. نسبت‌ نيروهاي‌ شاغل‌ در بخش‌ اطلاعات‌ بيش‌تر از مجموع‌ شاغلان‌ بخش‌هاي‌ صنعت‌ وكشاورزي‌ خواهد شد;
2. تجارت‌ متكي‌ بر فن‌ آوري‌ اطلاعات‌ است‌ ;
3. فرايند اشتغال‌ در جهت‌ افزايش‌ توليد است‌ ;
4. موفقيت‌ با كارايي‌ حداكثر فن‌آوري‌ حاصل‌ مي‌شود ;
5. فن‌ آوري‌ اطلاعات‌ در اغلب‌ توليدات‌ و خدمات‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شود.(Andrews - 1996 : 57)

جمع‌ بندي‌
در جمع‌ بندي‌ از اين‌ بحث‌ مي‌توان‌ اثرهاي‌ رسانه‌هاي‌ جديد براي‌ ارتباطات‌ برون‌ سازماني‌ درجوامع‌ معاصر را فهرست‌ وار به‌ شرح‌ زير ارائه‌ داد كه‌ هر يك‌ مي‌تواند موضوع‌ جداگانه‌اي‌براي‌ مطالعه‌ باشد:
1. مديران‌ بدون‌ مهارت‌ ارتباطي‌ حذف‌ مي‌شوند ;
2. ارتباطات‌ سازماني‌ (درون‌ و بروني‌) از اهميت‌ بيشتري‌ برخوردار مي‌شود ; ومديريت‌ ارتباطات‌ مجموعه‌ فعاليت‌هاي‌ ارتباطي‌ خارج‌ از سازمان‌ (شامل‌ فروش‌ ،استخدام‌،بازاريابي‌ و آگهي‌، ارتباط با مشتريان‌ و روابط عمومي‌) را در بر مي‌گيرد ;
3. ارتباط با رسانه‌ها بيشتر جنبه‌ مستقيم‌ و زنده‌ پيدا مي‌كند و مديريت‌ اطلاعات‌ توسعه‌مي‌يابد ;
4. مشاركت‌ مردم‌ و كاركنان‌ بيشتر خواهد شد و در جامعه‌ مبتني‌ بر دانش‌، اطلاعات‌ درسطح‌ كارشناسان‌ توزيع‌ مي‌شود ;
5. توليد اطلاعات‌ افزايش‌ مي‌يابد و سازمان‌ها بيش‌تر بر تصوير و هويت‌ سازماني‌ متكي‌خواهند شد ;
6. با افزايش‌ اهميت‌ و نقش‌ رسانه‌ها در جوامع‌ واحدهاي‌ ارتباطي‌ سازمان‌ها توسعه‌خواهند يافت‌ ;
7. سنجش‌ نظرات‌ مردم‌ از اهميت‌ بيشتري‌ برخوردار شد.
8. شبكه‌هاي‌ ارتباطي‌ دروني‌ و برون‌ سازماني‌ توسعه‌ خواهند يافت‌;
9. پايش‌ (مونيتورينگ‌) اطلاعات‌ و رسانه‌ها از فعاليت‌هاي‌ عمده‌ هر سازمان‌ مي‌شود ;
10. پاسخ‌ گويي‌ به‌ رسانه‌ها از اهميت‌ بيشتري‌ برخوردار خواهد شد ;
11. فن‌ آوري‌هاي‌ جديد اطلاعات‌ در دو سطح‌ ارتباطي‌ و تصميم‌گيري‌ به‌ كار مي‌افتند ;
12. فن‌ آوري‌هاي‌ جديد، فن‌ آوري‌هاي‌ سنتي‌ را حذف‌ نمي‌كنند، بلكه‌ با آن‌ها ادغام‌مي‌شوند ; و
13. رسانه‌هاي‌ آينده‌ ،رسانه‌هاي‌ رايانه‌اي‌ (سايبر) خواهند بود.

منابع‌:
دعاني‌ حبيب‌ ا... (1373) و الگوي‌ ارتباطات‌ سازماني‌ مناسب‌ در گروه‌ ملي‌ صنايع‌ فلولادايران‌، رساله‌ دكتري‌، تهران‌: دانشگاه‌ تهران‌.
راش‌ مكاتيل‌ (1377)، جامعه‌ و سياست‌، ترجمه‌ منوچهر صهوري‌، تهران‌
كوكلان‌، هوشنگ‌ (1358)، رفتار سازماني‌، تهران‌: دانشكده‌ مديريت‌ بازرگاني‌
محسنيان‌ راد، مهدي‌ (1378)، ارتباطشناسي‌، چاپ‌ سوم‌، تهران‌: سروش‌
معتمدتژاد، كاظم‌ (1357)، وسايل‌ ارتباط جمعي‌، تهران‌: دانشكده‌ علوم‌ ارتباطات‌ اجتماعي‌
مقدس‌، جلال‌ (1378)، كرابرد سايبرنتيك‌ در سازمانهاي‌ اجتماعي‌، ارتباطات‌ سازماني‌(مجموعه‌ مقالات‌) جعي‌ از اساتيد، تهران‌: مركز آموزش‌ مديريت‌ دولتي‌.
ميلر، كاترين‌ (1377)، ارتباطات‌ سازماني‌: رويكردها و فرايندها، ترجمه‌ آذر قبادي‌، تهران‌:انتشارات‌ مديريت‌ صنعتي‌
نطقي‌، حمدي‌ (1349)،مديريت‌ و روابط عمومي‌، تهران‌: دانشكده‌ علوم‌ ارتباطات‌ اجتماعي‌
هاميلتون‌، سيمور (1375)، تجزيه‌ و تحليل‌ ارتباطات‌ سازماني‌، ترجمه‌ داود محبعلي‌، تهران‌:دانشگاه‌ علامه‌ طباطبايي‌ .


 

References
Andrews. Patricia Hayes and Richard T . Herschel, (1996). Organisationl
Communication. Boston: Houghton Mifflin Company.
Adams James (1980). Intemational Procass and Organisation BoundaryActivities, Research in Organisational Behaviour (2) , 321-355.
Bernays, Edward . (1980), Public Relations . (1952) Norman: OklahamaUniversity Presss.
Braman , Sandra. (193) , Harmonisation Of Systems: The Third Stage of theInformation Society , Journal of Communication , 43 (3) , pp. 130-140.
Clampitt phillip G .. (1991), Communicatiog for Managerial Effectiveness ,London : Sage.
Druker Peter . (1954) , The Practice of Managment , New York : Harper &Row.
Forester Tom. (1980), The Microelectronics Revolution, Oxford : BasilBlackwell.
Grunig , James and Ted Hunt, (1984), Managing Public Relation. New York:Holt. Holtz, Shel. (1999) , Public Relations on the Net, New York: Amacom.
Herzberg, F, (1966), Work and Nature of Ma , Cleveland: WPC.
Lleavit H.J. (ed) (1964). Reading in Managerial Psychology. Chicago:University of hicago.
Martin James . (1987). The Wired Society : A Challene for Tomorrow , NewJersey: Prenice - Hall.
Maclup , Fritz, (1962), The Poduction and Distribution of Knowledge in theUnited States , Princeton, NJ: Princetin University Press.
Meyer. James W . and William R . Scott. (1983) , OrganisationalEnvironments : Ritual and

Ratiionality, Beverly ills, CA: Sage

+ نوشته شده توسط نازنين در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 10:30 بعد از ظهر |